برادر عزیز....با خوندن تاپیکتون خیلی ناراحت شدم ....نه فقط به خاطر بیماریتون...باور کنید بیشتر به خاطر احساس تنهایی وناامیدی که در حرفاتون بود ناراحت شدم
به فرض که مقصری در این قضیه وجود داشته باشه و شما هم انتقام بگیری ازش ایا واقعا دردی ازتون دوا میشه؟ ایا بیماری کاملا از بین میره؟ مسلما نه
حتی ممکنه این موج منفی که از حس انتقام و ناراحتی و ناامیدی که از خدا دارین روند بیماریتون رو هم تسریع کنه
اما اگه به توصیه دوستان گوش بدین...مثبت اندیش باشین...چیزای خوب برای خودتون و دیگران بخواین ....ورزش کنید....فعالیت دینی داشته باشین مطمئنا روند بهبودی خواهید داشت یا حداقلش اینه که بدتر از این نمیشید
2 کتاب بهتون معرفی میکنم که خیلی تو روحیه خودم هم تاثیر گذاشت خیلی زیاد
قانون توانگری از کاترین پاندر
راز
خیلی از ادمای روی کره زمین با این 2 کتاب کلی مشکلشونو حل کردن از بیماری گرفته تا قرض وبدهی و مشکلات خانوادگی
برادرم ...فکر نکن من نفسم از جای گرم بلند میشه.....منم همیشه با خانواده خودم مشکل داشتم و خیلی از مشکلات الانم رو از اونا میدونم.....اما واقعا بخشیدمشون....تا اروم بشم ...دیدم منم واسه اونا کار بزرگی نکردم ...فقط بچه ها گردن والدین حق ندارند...برعکسش هم هست....شما حقی که به والدینتون دارین رو ادا کردید؟
براتون دعا میکنم که حس خوبی به زندگی پیدا کنید ....
رو حرف خانم رززرد هم فکر کنید...هستند دخترهایی که بیماری شما رو دارند و اونا هم تا خواستگاراشون میفهمن که بیماریشون چیه میرنو دیگه چیداشون نمیشه...اونا هم به همدم احتیاج دارن اونا هم غریضه دارن....اگه بتونید دل یکیشونو شاد کنید هر 2 از تنهایی در میاید البته یکی که خودش شاغل باشه و بتونه واسه درمان هزینه کنه که این فکر دیگه براتون کم بشه
ببخشید زیاد حرف زدم









علاقه مندی ها (Bookmarks)