به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 مهر 91 [ 00:43]
    تاریخ عضویت
    1391-1-23
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    66

    تشکرشده 68 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من برگشم به خونه ولي يه مشكل جديد پيدا كردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط darya.f
    نقل قول نوشته اصلی توسط malahat
    دريا جان حرفت اصلا منطقي نيست
    مادرش بايد پسرش رو تنها مي ذاشت اونم توي حالتي كه از نظر روحي حالت بدي داشت و در حاليكه شما رفتين خونه خودتون ؟
    مطمئنا اگه شوهر شما توي خونه تنها مي موند شرايط شما رو نداشت
    جايي كه شما بودي هم صحبت داشتي شايد غذات اماده بود و ....
    و ايشون بايد توي خونه تنها مي موندن و مادرشون هم بيخيال مي بود در حاليكه شما گذاشتي رفتي ؟؟
    واقعا غير منطقيه به نظرم
    احتمالا انتظار داشتيد ايشون بمونن توي خونه و به دوري شما فكر كنن و پشيمون شن
    شما خودت رو بذار جاي مادر ايشون
    چرا بايد بذاره پسرش كمبود شما رو حس كنه ؟!!!!!!!!!!!
    اگه اين شد عادت براي شما و خواستي هر دفعه پسرشون كمبود حس كنه چي ؟
    اگه پسر شما اين شرايط رو داشت چه مي كردين ؟
    اگه برادر خودتون اين شرايط رو داشته باشه چي ؟
    به نظرم نگراني بي مورديه و اصلا اجازه نداريد از ايشون يا مادرشون ناراحت باشيد
    بر عكس ايشون بايد از شما براي ترك خونه ناراحت باشن
    شرمنده ولي من خيلي ازين موارد ديدم كه خانم ها بعد از ترك خونه كه به نظرم كار بسيار بدي هم هست شاكي هم هستن
    و واقعا نمي تونم درك كنم چطور اين انتظار رو دارين !!!
    قبول كنيد كه با ازدواج قرار نيست پسر يه خانواده رو كامل از خانواده اش بگيرين
    يه چيزي بگم : پدر من اصلا تو خونه كار نمي كنه. مادرش تا زنده بود وقتي مادرم برحسب شغلش مي رفت مسافرت مادرش فوري مي گفت بيا پيش خودمون، پدرم هم ميرفت و خيلي وقتا اصلا دوري مامانم براش مهم نبود، چون كاراش رو يكي براش انجام مي داد.
    ولي از وقتي مادرش فوت شد، 1 بار مامانم رفت مسافرت ، من هم تو خونه كار نكردم، خدا شاهده 2 روز بعد رفتن مامانم برگشت گفت من تا حالا نمي فهميدم خون بدون زن خيلي دلگير هستش.حالا با اينكه من و داداشم كنارش بوديم و از اون به بعد ديگه بابام نمي زاشت مامانم زياد ازش دور بمونه، چون واقعا ارزش زن رو كنارش مي دونست.
    مادرشوهر من بارها به من گفته از وقتي تو اومدي من ديگه كسي رو براي درد دل ندارم. ميگم پس شوهر خودت چي هستش اون وسط؟
    مگه يه پسر تا كي مال مادرش مي مونه؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط malahat
    نقل قول نوشته اصلی توسط darya.f
    بهار عزيز بزارين يه مسئله رو بگم كه چرا دلم نمي خواد بياد خونمون. اولا مادرشوهرم روز خاستگاري گفت خونه پسرش تامين هستش ولي وقتي داشتيم مي رفتيم خونه مون گفتن بريان اجاره كنين كخ من كلي با التماس و قرض از بابام و راضي كردن پدرشوهرم براي قرض دادن اون خونه رو خريديم( پدر شوهرم به عنوان هديه نزاشت ماشينمون رو بفروشيم و اين شده كمك اونا) حالا كاري به اين مساله ندارم.
    ما عيد 7 روز رفتيم مسافرت. خونواده شوهرم به شدت وسواس دارن كه خونه رو به امون خدا نزاريم. با اينكه پارتمان هست خونمون ، ولي گفتن كه ميان خونمون سر مي زنن( شوهرم هم به مامان خودش و هم به مامان من كليد خونمون رو داده) منم گفتم منت رو سرمون مي زارين و واقعا برام اصلا مهم نبود كه بياد خونمون يا نه.
    ولي وقتي از مسافرت اومدم خونمون ديدم تمام كشوهام، كمدهام ، كابينتهام، همه جا رو گشته. خيلي ناراحت شدم. من به خدا دقت نمي كنم كه وسايلمو كجا مي زارم ولي جوري گشته بود كه متوجه شدم اونم به طور كاملا اتفاقي( وقتي داشتيم براي مسافرت از خونه مي رفتيم بيرون من رفتم دسته كليدهاي يدكي ماشين رو كه مي زارم توي جيب كت شوهرم كه كمتر استفاده مي كنه، اينا رو كه با عجله برمي داشتم قشنگ يادمه چون عجله داشتم كراواتش افتاد كف كمد، منم نتونستم بزارمش سر جاش بعد از اينكه اومدم ديدم سرجاش هست، كتشم مرتب!)
    يه دليل ديگه هم اين: مادرشوهر من خيلي براي سلامتيش ارزش قايل هست و براي كوچكترين كار مثل غذا پختن براي خودش 100بار منت سر بقيه مي زاره، الان خدا داند اگر بخواد تا 6 عصر كه من خونه نيستم براي كاراي نكرده و كرده چقدر منت سرم بزاره.
    دريا جان اينقدر حساس نباش نسبت به ايشون
    مادره
    پسرش رو دوست داره
    ديد كراواتش افتاده روي زمين مرتبش كرد
    شما كه اينقد برات مهمه بايد با دادن كليد مخالفت مي كردي
    به نظر من اين كار ايشون دليلي نميشه كه بگي همه چي رو گشته
    افتاده بود كف زمين
    اگه وقتي ميومدن به خونه سر بزنن دوبار از روش رد مي شدن بد تر بود كه
    اونوقت شايد برداشت ديگه اي مي كردي
    ناراحت نشيا
    مي خوام قدر زندگيت رو بدوني چون به نظرم داري الكي حساسيت نشون مي دي
    آخه اگه كف زمين افتاده بود يه چيزي، افتاده بود كف كمدي كه لباسايي رو كمتر استفاده مي كنيم ، مي زاريم توش. اينكه يكي بياد تو حريم خصوصي آدم سر بزنه ، من رو ناراحت مي كنه.توي كمد من دنبال چي مي گشت؟
    حالا برگشته بهم مي گه ، از طرز چيدمان كابينت آشپزخونت خوشم نيومد، يه روز ميام خودم بهت طرح مي دم.
    آخه اين حرف رو مامان خودم بزنه مي گم ببخشيد شما تو آشپزخونه من بيشتر كار مي كني يا من؟
    حالا چون مادرشوهر بود گفتم عيبي نداره. من چيزي نگم ناراحتش كنم. گفتم چشم، هروقت وقت داشتين بياين بگين من درستشون كنم.


    ببين عزيزم
    من خيلي از زندگيا رو ديدم كه واسه اين حساسيت ها الكي وضعيتشون بدتر شده
    درسته كه پدر شما قدر مادت رو دونست ولي اين دليل نميشه كه براي بحث يا هر چيز ديگه اي زن خونه رو ترك كنه و مرد تنها بمونه و خانواده مرد هم عكس العملي نشون ندن
    حداقل من مي دونم كه تحت هيچ شرايطي امكان نداره پسرم رو توي اين شرايط تنها بذارم
    نمي دونم بچه داري يا نه ولي خودت رو هميشه بذار جاي مادر شوهرت
    من فكر ميكنم اين فكر كردنا فقط به خودت اسيب مي زنه
    مادرشوهرت و شوهرت كه با هم خوبن ولي شما خودت رو اذيت مي كني
    به نظرم وقتي دعوا ميشه يا ناراحتي از همسرت دليلي نداره خونه رو ترك كني
    بشينين با هم مشكل رو حل كنين
    يكي از اطرافيان من همين انتظاري كه شما از مادر ايشون داري رو داشت
    همه فاميلاي خودش باهاش مخالفت كردن كه حرفش منطقي نيست
    من فكر مي كنم بهتره به اين قضيه اهميت ندي

    و فكر نكني كه هميشه با ترك كردن همسر باعث ميشه كه كمبودت حس شه
    يه نمونه بارز همسر يكي از دوستام كه وقتي دوستم گذاشت رفت خونه مامانش نه تنها نرفت دنبالش مي گفت تازه مزه ارامش رو دارم مي چشم و چقدر اشتباه كردم ازدواج كردم و ازين حرفا ...
    به اين قضيه هم فكر كن
    انشالله هم حساسيتت كمتر ميشه و هم زندگي خوب و خوشي داشته باشي

    نقل قول نوشته اصلی توسط darya.f
    نقل قول نوشته اصلی توسط کبوتر
    نقل قول نوشته اصلی توسط darya.f
    اقليماي عزيز برام مشكل هستش بزارم مادرشوهرم كه 14 روز نزاشته پسرش كمبودم رو حس كنه الان بياد تو خونم هر جوري دلش خواست رفتار كنه.
    يه كاري كرده كه شوهرم ديروز برگشته بهم مي گه مامانم برام كم نزاشت.
    خوب مادرشه.

    مگه مادرشما تواین دوهفته برای شما کم گذاشت.

    چرا خانمها دوست دارن شوهر فقط فقط مال خودشون باشه حتی پدر مادرشم نباید از علاقشون به پسرشون پیش همسر بگند.

    بابا منطقی باشید. یعنی این حرف چی.

    یک سوزن به خودتون بزنید یه جوال دوز به دیگران.

    پس شوهره شما بیاد بگه مادر شما نباید بهتون ابراز علاقه کنه یا. چرا تواین دو هفته چرا مادرت به تو کم نزاشته. باید بهت کم میزاشت تا قدر شوهرتو میدونستی.

    والا خییییییییییییییلی دیگه داری حساسیت نشون میدیا.
    حرف شما منطقي. مادر منم خيلي محبت مي كرد بهم.
    ولي الان جاي من رو با شوهرم عوض كنيم. ايشون اصلا نمي گم برن قهر، بره ماموريت، من خودم يه زنم، مي تونم براي خودم غذا درست كنم و از اين حرفا و فوقش شب از يك نفر بخوام تو خونمونن بمونه تا نترسم.خودم خونه رو مرتب مي كنم و شايد بهم بيشتر خوش بگذره.
    ولي با اين همه كسي كه نمي تونه جاش رو برام پر كنه. مي تونه؟
    من حتي زماني كه قهر كردم رفتم خونه پدرم، يه روز پاشدم رفتم بهش بگم دلم برات تنگ شده و نامه هم براش نوشتم.
    ولي شوهرم چي؟ برگشته ميگه خونه مادرم خيلي خوش گذشت بهم. و فقط از لحاظ جسمي بهم بد گذشت.
    اگه از لحاظ شكمي هم بهش بد مي گذشت اونوقت همين حرف رو مي زد؟


    دريا جان من فكر ميكنم چون شما گذاشتي و رفتي مي خواسته بهت بگه من بهم بد نمي گذره كه ديگه اين كار رو نكني
    مطمئنا از نظر روحي خيلي ناراحت بوده و بهش فشار وارد شده

  2. 2 کاربر از پست مفید malahat تشکرکرده اند .

    malahat (سه شنبه 29 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواهش ميکنم کمک کنيد راهمو برای حفظ زندگيم پيدا کنم
    توسط aram68 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 دی 93, 20:38
  2. خانم ها چگونه همسر ايده آل خود را پيدا كنند؟
    توسط ملاحت1 در انجمن معیارهای ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 مرداد 92, 20:05
  3. پيامد هاي زلزله در كشور ها مختلف
    توسط parnian1 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 آذر 88, 12:50
  4. جفتها را پيدا كن !
    توسط آرمان 26 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 فروردین 88, 12:18
  5. پيشنهاد همكاري
    توسط آرمان 26 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: جمعه 07 فروردین 88, 19:05

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.