به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 71
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 مهر 91 [ 00:43]
    تاریخ عضویت
    1391-1-23
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    66

    تشکرشده 68 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    نقل قول نوشته اصلی توسط eghlima
    سلام آقای همدردی
    باورم نشد که شما با این همه اطلاعات .........
    مگه میشه
    آقای همدردی هیچ میدونید نوشته های شما خیلی وقتا تو زندگیه من به دادم می رسه
    هیچ می دونید مثال برج شیشه ایتون برام شده یه نصیحت بزرگ
    هیچ میدونید که شما بهم ثابت کردید که همسرم دوستم داره
    هیچ میدونیدکه بهم ثابت کردید که وابستکی آفت زندگیمه
    حالا چرا این آدمی که این همه به من و همه کمک کرده نمی تونه به همسرش کمک کنه به خودش کمک کنه
    کاش بشینی از بیرون به زندگیت نگاه کنی و ببینی چه راهنمایی برای زندگیه همدردی و خانومش می تونی داشته باشی

    شما دلتون برای زندگیه من سوخت و من حالا خیلی خیلی بیشتر دلم برای زندگیه شما می سوزه چون بهم خیلی خیلی کمک کردید

    انشالله مشكلتون حل ميشه
    برام خيلي جالبه
    فردي رو مي شناسم كه بعد از ازدواج و بعد از گذشت چندسال دوباره قصد ادامه تحصيل داشت
    توي دوراني كه سر كار هم مي رفت مورد هاي مشابه اين قضيه كه توضيح دادين بود
    ولي از وقتي كه دانشگاه رفت رفتاراش به صورتي شد كه همه اطرافيان برداشتشون اين بود كه از شوهر خودش راضي نيست
    شايد به اين دليل كه توي دانشگاه جو دوستانه اي حاكمه و پسرا با افراد متاهل خيلي راحت برخورد مي كنن و همين باعث ميشه اين افراد فكر كنن كه اين آقايون خيلي بهشون علاقه دارن و شايد اگه مجرد بودن بهترين گزينه براي اونا حساب مي شدن
    چيزي كه در حال حاضر توي كلاس خودمون مي بينم هم رابطه خيلي صميمي و به نظرم بيجاي دختراي ازدواج كرده و بعضا مادر كه با پسراي مجرد هستن !!
    فردي رو مي

    حالتونو می فهمم همش دارم فکر می کنم که چه قدر خوب از پس این مشکل بر اومدید
    اقلیما،
    تک تک شما دوستای خوبم مثل برادر و خواهرهای خودم میمونین برام و نمیتونم بی تفاوت باشم نسبت به زندگی هیچ کس. همین طور نسبت به زندگی خودم.
    همیشه سعی کردم به قول آنی عزیز سر دوربین رو بچرخونم سمت خودم.
    الانم سر دوربین رو سمت خودم گرفتم و میگم چرا! چرا این اتفاق افتاد! تو چی کار کرده بودی که این اتفاق افتاد و بدتر از همه چی کار باید بکنی که این اتفاق دوباره تکرار نشه.
    اقلیما، میدونی وقتی پست اول این کاربریم رو میزدم چه حالی داشتم؟ دقیقا توی زمانی بود که حس میکردم با کسی رابطه داره. برگشت به من گفت ازت لذت نمی برم. گفت این چند سال همش فیلم بازی کردم. گفت . . .
    اقلیما دنیای من به هم ریخت، کسی که چند سال کنار تو زندگی کرده و همیشه گفته برام بهترینی، الان نه یه بار، نه دو بار، سه بار بهم گفت همش دروغ بود. فیلم بود.
    تکه های پازل رو که کنار هم میچیدم فقط یه معنی میداد، خیانت. که آخرش هم قبول کرد (هر چند بعضی وقتا کلا میزنه زیرش).
    انقدر از بیرون به زندگیم نگاه کردم که بعضی وقتا یادم میره خودمم اون توام.
    من قبول دارم که انسان حتم الخطاس. قبول دارم که من خدا نیستم تا بخوام حکم بدم و قضاوت کنم.
    ولی این حق رو دارم که بدونم چرا! این حق رو دارم که بدونم تکرار نمیشه.
    خیلی سخته که همش خودمو سرزنش کنم که این فکرا چیه میکنی! به خودم بگم اینی که الان توی خونت مهمونه، اینی که الان داره توی خونت راه میره، اینی که الان داری باهاش میگی و میخندی، همونی نیست که . . .
    چقدر میتونم افکارمو سرکوب کنم؟ تا کی میتونم؟ من که این همه مثبت نگرم و خوش باور شک میکنم. بخدا اگه کس دیگه ای جای من بود یه جور دیگه برخورد میکرد.
    ولی من انقدر خودداری کردم که دارم میترکم.
    یه وقتایی دوس داشتم بزنمش، انقدر بزنمش که دیگه نتونه راه بره، نتونه درس بخونه، نتونه کار کنه. ولی همش خودمو کنترل میکردم.
    الان این حس رو ندارم ولی پرم از شک و تردید.
    اهل محدود کردن و فشار روانی و این جور بازی ها نیستم.
    آزادش گذاشتم که دانشگاهشو برهف که بره سر کارش و زندگیشو ادامه بده ولی خودمو داغون کردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123
    سلام خدمت شما

    منم مثل بقیه بچه ها خیلی تعجب کردم از اینکه دیدم شما هم ازین مشکلات دارید.

    من دارم از دیدگاه یک زن به شما این موضوع رو میگم

    شما به نظر مرد ایده آلی بودید.برای همسرت کم نذاشتی

    شاید شما زیادی به همسرت ازادی دادید.وقتی داره یکبار به شما میگه تو دانشگاه بوده و یکبار میگه محل کارم بوده...چرا هنوز به همسرتون ازادیهای گذشته رو میدید؟

    شما هم باید کمکش کنی از اون محیطها کنده بشه.

    به نظرم باید کمی به همسرتون سخت بگیرید.نه کتک و دعوا و ...
    یکبار برای همیشه باهاش صحبت کنید و بگید ب عنوان یه مرد براتون سخته و دارید عذاب میکشید.

    کمی محکم باشید و بگید در صورتیکه واقیعت رو بهتون نگه قطعا کارتون به جدایی میکشه

    انعطاف و کوتاه اومدن در زندگی لازمه اما نه به حدی که بیشتر اون زندگی رو ویران تر کنه

    شما تا وقتی اصل واقیعت رو نفهمید همینجوری مثل مرغ سرکنده اینور و اونور میپرید
    واقیعت رو بفهمید و محکم به همسرتون بگید اگر تکرار بشه دیگه زندگی نخواهید داشت.

    حتی ازش تعهد بگیرید...



    برعکس بهار من اصلا با مسافرت دو نفره و ...موافق نیستم.

    اگر جلوی این خیانت جدی و محکم گرفته نشه ...هیچ تضمینی نیست که در اینده هم تکرار نشه.

    الان وقت مسافرت دو نفره و ..نیست.
    به قول خودتونم که چندین مسافرت دو نفره تا حالا رفتید...فایده ای داشته؟

    مشکل باید ریشه ای حل بشه.اگر همسرتون اظهار پشیمونی توام با عدم تکرار این موضوع کرد و صداقتش برای شما مشخص شد اونوقت وقت این رمانتیک بازیاست.نه الان که زندگیتون لب پرتگاهه

    من هم به عنوان يه زن كاملا تاييد مي كنم
    وقتي خودتون تناقض ديديد
    وقتي خودتون مي گيد گفته كاش برگرده به عقب و خدا ببخشه و از اين حرفا به نظر من اين اجازه رو دارين كه ازش بخواين كاملا توضيح بده
    و ازش بخواين اون محيط كه اين اتفاق توش رخ داده رو ترك كنه

  2. 4 کاربر از پست مفید malahat تشکرکرده اند .

    malahat (یکشنبه 27 فروردین 91)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 08 دی 91 [ 23:03]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    1,252
    سطح
    19
    Points: 1,252, Level: 19
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    457

    تشکرشده 463 در 95 پست

    Rep Power
    26
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    سلام آقاي همدردي .
    من در مورد شخصي كه غايب هست و به همون تعداد دفعه اي كه اعتراف كرده ، به همون تعداد هم انكار كرده كاري ندارم .
    اما يه سوال از شما دارم .
    ما كمتر مرد انقدر فعالي رو توي سايت ميبينيم . با پست هاي سراسر درك خانومها .
    پيامهاتون يا امضاتون پاي خيلي از تاپيك ها هست .
    ميشه بپرسم چه شغلي دارين ؟
    تقريبا خيلي سريع هم پاسخ اعضا رو ميدين .
    توي زندگي در دنياي واقعي هم همين قدر سنگ صبور و مملو از درك هستين ؟
    ميدونيد ميخوام به چه نتيجه اي برسم ؟
    در طول روز چقدر پاي اينترنت هستيد ؟ بيشتر از محل كار on ميشيد يا خونه ؟
    زماني كه پاي اين تالار ميگذرونيد رو نميتونيد به كار بگذرونيد ؟ روي درآمدتون تاثيري نداره ؟
    آقاي همدردي در دنياي واقعي هم همينقدر در دسترس براي حل مشكلات مردم هستيد ؟ اگر اينطور باشه كه قاعدتا خانومتون با اين قصه مشكل خواهند داشت .
    باور كنيد اينها رو فقط بابت اين گفتم كه گفته بودين نميدونيد كجاي كار ميلنگه . و يه جا هم گفته بودين كه همسرتون توقعات مادي دارن و شما از پس همه اونها بر نيومديد . (خوب هيچ مردي اين روزها با اين شرايط اقتصادي از پس همه انتظارات مالي بر نمياد )
    اميدوارم به قول دكتر شريعتي كلمات رو كنار بزنيد و روحي كه در پشت كلمات هست رو بينيد .


    نيتم فقط اين بود كه از اين زاويه هم نگاه كنيد .
    منظور من خداي نكرده دفاع از خيانت نبود .
    براتون آرزوي آرامش ميكنم . اميدوارم از من نرنجيد .

  4. 6 کاربر از پست مفید بهار رهنورد تشکرکرده اند .

    بهار رهنورد (یکشنبه 27 فروردین 91)

  5. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آذر 91 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-19
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    611

    تشکرشده 614 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز
    يك سوال؟

    شما همسرتون رو دوست داريد و مي خواهيد باهاش زندگي كنيد؟
    آره هنوز هم دوستش دارم و می خوام زندگی رو بسازم. ولی باید مطمئن باشم که مشکل تکرار نمیشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط eghlima
    آقای همدردی من هم فکر می کنم یه دروغ برای جلب توجه شما بوده و یا در حد یک دیدار دوستانه
    .
    .
    .
    مثل گذشته بهش اطمینان کن
    به زندگیت فرصت بده

    هرکاری کردی برای زندگیت جز انتقال حس اطمینان سابق بهش
    دیدار دوستانه؟ من اصلا این چیزا رو قبول ندارم.
    اطوینانی رو که وجود نداره من چه جوری منتقل کنم. پرم از شک و تردید.

  6. 2 کاربر از پست مفید hamdardi1390 تشکرکرده اند .

    hamdardi1390 (یکشنبه 27 فروردین 91)

  7. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 فروردین 91 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1390-7-27
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    1,526
    سطح
    22
    Points: 1,526, Level: 22
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    559

    تشکرشده 582 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    به نكته خيلي جالبي اشاره كردي بهار عزيز

    اين واسه من هم سواله كه عزيزاني كه لطف مي كنن و خيلي وقتا واسه حل مشكل ما وقت ميذارن خودشون از اين موضوع خداي ناكرده متضرر نمي شن؟اكثر ما نقش كمك گيرنده داريم و عده كمي من جمله ايشون مددكار ...

    شايد همه اعضا تالار لازممه گاهي به ساعاتي كه توي اين تالار هستند دقت كنند چون گاهي ناخواسته اينقدر زياد ميشه كه از حق خودمون يا عزيزانمون يا كارمون هم ميزنيم پس بهتره زمان ويژه اي اينجا باشيم يا نباشيم....اول از همه خودم...دوربين به سمت من بوده وقتي اين حرفا رو ميزدم...

  8. 5 کاربر از پست مفید فرشته سفيد تشکرکرده اند .

    فرشته سفيد (سه شنبه 29 فروردین 91)

  9. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    خب پس صورت مسأله مشخص شد. آقاي همدردي همسرش رو دوست داره و مي خواد باهاش زندگي كنه.

    تصور كن همسرت اومد نشست سير تا پياز ماجرا رو تعريف كرد. كاملا برو توي فازش و حسش كن! چه اتفاقي ميفته؟

    آيا آقاي همدردي از فردا نه مثلا يكماه يا دو ماه يا يكسال ديگه با خوبي و خوشي با همسر زندگي مي كنه؟ اين دونستن دردي رو دوا مي كنه؟

    بر فرض كه دونستيد. چطوري مي تونيد در اين عصر ارتباطات متوجه بشيد كه ديگه تكرار نمي شه؟ براش بپا بگذاريد؟ محدودش كنيد؟ كنترلش كنيد يا بزنيدش؟ آدم هيچكدوم از اين كارها هم كه نيستيد!

    اين نظر شخصي منه كه آگاه شدن از اونور قضيه به نفع شما نيست چون دردي رو دوا نمي كنه و بدتر ذهن شمارو بهم مي ريزه. اما با نظر برخي دوستان موافقم كه بايد براي برخي آزادي هاي همسرتون حد و مرز بگذاريد. نه اينكه محدودش كنيد اما زمانهاي دو نفره شما و تفريحات دوتايي شما لزوما بايد افزايش پيدا كنه.

    اگر واقعا واقعا بودن همسرتون رو مي خواهيد بايد اول قضيه خيانت رو در ذهنتون حل كنيد و اين مانع رو از ميان خودتون و همسرتون برداريد. در مرحله بعد با افزايش اعتماد ازش بخواهيد توقعاتش رو از زندگي مشتركتون بگه. حتما حتما دليلي براي اينكار داره. شايد همين لذت نبردن از رابطه زناشويي دليل اصلي باشه. شايد يك جوري باهاش رفتار مي كنيد كه مورد پسندش نيست. يا دلايل ديگه اي كه قطعا خودش مي دونه.
    شما بايد اين مسأله رو از طريق همكاري همسرتون ريشه يابي كنيد و با تجسس و اصرار به دونستن اون قضيه بهش فشار نياريد. شايد واقعا قلبا پشيمون شده(شايدم واقعا چيزي نبوده) و با توجه به اينكه شما نمي خواهيد همسرتون رو از دست بديد پس بايد به فكر ساختن مجدد زندگي باشيد نه افكار مخرب خيانت مجدد.

  10. 8 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (یکشنبه 27 فروردین 91)

  11. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آذر 91 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-19
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    611

    تشکرشده 614 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار رهنورد
    سلام آقاي همدردي .
    من در مورد شخصي كه غايب هست و به همون تعداد دفعه اي كه اعتراف كرده ، به همون تعداد هم انكار كرده كاري ندارم .
    اما يه سوال از شما دارم .
    ما كمتر مرد انقدر فعالي رو توي سايت ميبينيم . با پست هاي سراسر درك خانومها .
    پيامهاتون يا امضاتون پاي خيلي از تاپيك ها هست .
    ميشه بپرسم چه شغلي دارين ؟
    تقريبا خيلي سريع هم پاسخ اعضا رو ميدين .
    توي زندگي در دنياي واقعي هم همين قدر سنگ صبور و مملو از درك هستين ؟
    ميدونيد ميخوام به چه نتيجه اي برسم ؟
    در طول روز چقدر پاي اينترنت هستيد ؟ بيشتر از محل كار on ميشيد يا خونه ؟
    زماني كه پاي اين تالار ميگذرونيد رو نميتونيد به كار بگذرونيد ؟ روي درآمدتون تاثيري نداره ؟
    آقاي همدردي در دنياي واقعي هم همينقدر در دسترس براي حل مشكلات مردم هستيد ؟ اگر اينطور باشه كه قاعدتا خانومتون با اين قصه مشكل خواهند داشت .
    باور كنيد اينها رو فقط بابت اين گفتم كه گفته بودين نميدونيد كجاي كار ميلنگه . و يه جا هم گفته بودين كه همسرتون توقعات مادي دارن و شما از پس همه اونها بر نيومديد . (خوب هيچ مردي اين روزها با اين شرايط اقتصادي از پس همه انتظارات مالي بر نمياد )
    اميدوارم به قول دكتر شريعتي كلمات رو كنار بزنيد و روحي كه در پشت كلمات هست رو بينيد .


    نيتم فقط اين بود كه از اين زاويه هم نگاه كنيد .
    منظور من خداي نكرده دفاع از خيانت نبود .
    براتون آرزوي آرامش ميكنم . اميدوارم از من نرنجيد .
    رهنورد،
    شغل من مستقیم با اینترنت سر و کار داره و در لابه لای فعالیتم میتونم اینجا باشم. درآمدم یعنی حضورم توی اینترنت و اینجا اومدن ضربه ای اون نمیزنه.
    همیشه سعی ام این بوده که تفکرم و زبونم و عملم توی یه راستا باشن.
    هیچ وقت 100% نمیشه به هر آنچه باور داری عمل کنی ولی تمام تلاشم رو کردم.
    سعی کردم خودم رو از خودم بشکم بیرون و منصف باشم.
    گفته بودی توی دنیای حقیقی هم برای حل مشکل دیگران همین قدر در دسترس هستم. تا جایی که به کسی لطمه ای نزنه آره. حداقل برای اطرافیان خودم.
    گفته بودی اگه اینطور باشه مطمئنا همسرم با این قضیه مشکل داره. منظورت رو نمی فهمم! یعنی چه مشکلی داشته باشه؟
    درآمدم شکر خدا بد نیست، حداقل نسبت به سنم بد نیست ولی طبیعتا نمیتونم همه ی خواسته های همسرم رو تامین کنم.
    برای چی باید از شما برنجم؟ شما لطف کردین و وقت گذاشتین و نظر خودتونو دادین.

  12. 4 کاربر از پست مفید hamdardi1390 تشکرکرده اند .

    hamdardi1390 (دوشنبه 28 فروردین 91)

  13. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    ...(کاربریم یه چیز دیگه بود).
    یه مرد 30 ساله هستم،... آخرش زد زیر گریه و فقط میگفت خدایا منو ببخش و گریه میکرد.
    ..
    گفتم همین فردا جدا میشیم تا با هرکسی که دوست داری زندگی کنی.
    گریه و التماس میکرد و خودش و طرف رو نفرین میکرد که زندگیشو خراب کرده و میگفت پشیمونم غلط کردم زندگیمو دوس دارم.
    خواهش کرد که یک ماه فرصت بدم ولی من گفتم نه و اون گفت اگه می خوایی جدا بشیم با پدرم صحبت کن و من گفتم پس کل ماجرا رو براش تعریف میکنم ...
    فرداش با پدرش صحبت کردم و خیلی عصبانی شد و گفت اگه این طور باشه دیگه دختر من نیست و . . .
    اصلا فکرشو نمیکرد به پدرش بگم و وقتی فهمید، زد زیر همه چی و گفت من دروغ گفتم، فقط می خواستم ببینم چیکار میکنی.
    ...

    اون هم اظهار پشیمونی کرده (هر چند بعضی وقت ها میزنه زیر همه چی و میگه دروغ بوده).
    از طرفی این فکرها خیلی اذیتم میکنه و بعضی وقت ها تا مرز جنون پیش میره.
    الان من باید چی کار کنم؟ چه طور خودم رو آروم کنم چطور درست تصمیم بگیرم.
    از کجا بفهمم این ها همش بازی نیست و ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    ...
    یه مرد 30 ساله هستم، همسرم 28 سالشه و 5 ساله ازدواج کردیم و بچه نداریم....
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    سلام به کارشناسان محترم.
    من به مشکل بزرگی در زندگی خوردم. تا کنون سه بار در مرحله عصبانیت و دعوا به شوهرم گفتم که از رابطه جنسی با تو هیچ لذتی نبردم و این چند سال ظاهر سازی کردم.
    ...
    زندگی ام دارد از دستم میرود.
    ..
    جناب همدردی لطفا نکته مورد نظر در این دو پست رو توضیح بدید و روشن کنید تفاوت جنسیتتون رو در این دو پست علتش چیه...
    بیدل
    میدونستم که یکی بالاخره پست اولم رو میخونه و متعجب میشه.
    ...
    قبول دارم که کار اشتباهی کردم.

    آقای (خانم؟) همدردی گرامی

    منهم یکی هستم با احساساتی مثل شما. کسی اول با اسم خانوم و حالا به اسم آقا خودشو معرفی کرده. بعد تازه اعتراف بدتری هم کرده که قبلا هم با یک اسم کاربری دیگه اومده !

    اون هم اظهار پشیمونی کرده (هر چند بعضی وقت ها میزنه زیر همه چی و میگه دروغ بوده)
    از طرفی این فکرها خیلی اذیتم میکنه و بعضی وقت ها تا مرز جنون پیش میره.
    الان من باید چی کار کنم؟ چه طور خودم رو آروم کنم چطور درست تصمیم بگیرم.
    از کجا بفهمم این ها همش بازی نیست و ...


    دیگه اعتماد ندارم. هیچ رقمه هم توی کتم نمیره! عذرخواهی و پشیمونی هم حالیم نیست. میخوام برم پیش کس و کارتون هم آبروتون رو ببرم! از خر شیطون هم پایین نمیام. دارم دیوونه میشم. هر لحظه فکر میکنم نکنه باز همین آقایی هم که میگید نباشید. نکنه باز دارید منو بازی میدید.
    همه اعضای سایت موضوع رو فهمیدند و بروی خودشون نیاوردند. ولی من کلا گذشت و بخشش توی کارم نیست. و فکرم رو نمیتونم از این قضیه آزاد کنم.
    لطفا بهم بکید چیکار کنم؟

  14. 5 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (یکشنبه 27 فروردین 91)

  15. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آذر 91 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-19
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    611

    تشکرشده 614 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    [quote=بی دل]
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    آقای (خانم؟) همدردی گرامی

    منهم یکی هستم با احساساتی مثل شما. کسی اول با اسم خانوم و حالا به اسم آقا خودشو معرفی کرده. بعد تازه اعتراف بدتری هم کرده که قبلا هم با یک اسم کاربری دیگه اومده !

    اون هم اظهار پشیمونی کرده (هر چند بعضی وقت ها میزنه زیر همه چی و میگه دروغ بوده)
    از طرفی این فکرها خیلی اذیتم میکنه و بعضی وقت ها تا مرز جنون پیش میره.
    الان من باید چی کار کنم؟ چه طور خودم رو آروم کنم چطور درست تصمیم بگیرم.
    از کجا بفهمم این ها همش بازی نیست و ...


    دیگه اعتماد ندارم. هیچ رقمه هم توی کتم نمیره! عذرخواهی و پشیمونی هم حالیم نیست. میخوام برم پیش کس و کارتون هم آبروتون رو ببرم! از خر شیطون هم پایین نمیام. دارم دیوونه میشم. هر لحظه فکر میکنم نکنه باز همین آقایی هم که میگید نباشید. نکنه باز دارید منو بازی میدید.
    همه اعضای سایت موضوع رو فهمیدند و بروی خودشون نیاوردند. ولی من کلا گذشت و بخشش توی کارم نیست. و فکرم رو نمیتونم از این قضیه آزاد کنم.
    لطفا بهم بکید چیکار کنم؟[/b]
    بیدل
    میفهمم میخوایی چی بهم بگی. ولی فرق داره. خیلی هم فرق داره.
    1- من قبول کردم که اشتباه بوده کارم و دلیل کارم رو هم گفتم (کاری به موجه و غیر موجه بودن دلیلم ندارم) و بعدش نیومدم دوباره بگم ببخشید من خانومم.
    2- تو میتونی به راحتی منو (تاپیک منو) کنار بذاری و دیگه وارد اینجا نشی و مشکلت با من حل میشه و یا حتی بیایی ولی کاری به جنسیت من نداشته باشی و فقط به مشکلی که مطرح شده فکر کنی ولی من نمیتونم همسرم رو کنار بزارم و نمیتونم بدون فهمیدن اینکه چی به سر زندگیم اومده مثل کبک سرمو زیر برف بکنم.
    راستی، خیلی پیچیده حرفاتو میزنی. به نظرم اگه ساده تر منظورتو بگی هم فهمش راحت تره برای ماها (حداقل من) و هم اثرگذاریش بیشتره.

  16. 2 کاربر از پست مفید hamdardi1390 تشکرکرده اند .

    hamdardi1390 (یکشنبه 27 فروردین 91)

  17. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    بیدل
    میفهمم میخوایی چی بهم بگی. ولی فرق داره. خیلی هم فرق داره.

    اینها همه توجیهات نفسه. کار خود خود شیطانه. وقتی خدای به اون عظمت بنده سراپا تقصیرش رو میبخشه، من و شما چرا نباید بتونیم گذشت داشته باشیم.


    1- من قبول کردم که اشتباه بوده کارم

    اون بنده خدا هم قبول کرد اشتباهشو. به هزار زبون هم ( طبق نوشته خود شما) گفت که اشتباه کرده و فرصت خواست. حتی قبل از اینکه شما موضوع رو بفهمی ایشون ناراحت بود از کارش. حالا ناراحتی که بعد زده زیر حرفش؟ آهان حالا عرض کنم که: بنده در کل تیر و طایفه مون معروفم به صداقت. و خودم هم معتقدم سرم بره بالای دار دروغ نمیتونم بگم. و از هر چی آدم دروغگوئه بیزارم! آماااااا اگر همچین کارخبطی کرده بودم و خودم هم به خبط و خطام واقف بودم و شوهرمم میرفت آبرومو پیش بابام و تیر و طایفه ام میبرد، قطعا 100 در صد شک نکن که زیر حرفم میزدم و به کل کتمان میکردم.

    راستی، خیلی پیچیده حرفاتو میزنی. به نظرم اگه ساده تر منظورتو بگی هم فهمش راحت تره برای ماها (حداقل من) و هم اثرگذاریش بیشتره.

    باشه چشم! سعیمو میکنم. ولی شما هم لطفا یه خورده منو همینطور که هستم بپذیر!

  18. 4 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (یکشنبه 27 فروردین 91)

  19. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آذر 91 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-19
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    611

    تشکرشده 614 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    بیدل
    میفهمم میخوایی چی بهم بگی. ولی فرق داره. خیلی هم فرق داره.

    اینها همه توجیهات نفسه. کار خود خود شیطانه. وقتی خدای به اون عظمت بنده سراپا تقصیرش رو میبخشه، من و شما چرا نباید بتونیم گذشت داشته باشیم.


    1- من قبول کردم که اشتباه بوده کارم

    اون بنده خدا هم قبول کرد اشتباهشو. به هزار زبون هم ( طبق نوشته خود شما) گفت که اشتباه کرده و فرصت خواست. حتی قبل از اینکه شما موضوع رو بفهمی ایشون ناراحت بود از کارش. حالا ناراحتی که بعد زده زیر حرفش؟ آهان حالا عرض کنم که: بنده در کل تیر و طایفه مون معروفم به صداقت. و خودم هم معتقدم سرم بره بالای دار دروغ نمیتونم بگم. و از هر چی آدم دروغگوئه بیزارم! آماااااا اگر همچین کارخبطی کرده بودم و خودم هم به خبط و خطام واقف بودم و شوهرمم میرفت آبرومو پیش بابام و تیر و طایفه ام میبرد، قطعا 100 در صد شک نکن که زیر حرفم میزدم و به کل کتمان میکردم.

    راستی، خیلی پیچیده حرفاتو میزنی. به نظرم اگه ساده تر منظورتو بگی هم فهمش راحت تره برای ماها (حداقل من) و هم اثرگذاریش بیشتره.

    باشه چشم! سعیمو میکنم. ولی شما هم لطفا یه خورده منو همینطور که هستم بپذیر!
    بیدل من کی گفتم نمی بخشم. من توی پست های قبلیم هم توضیح دادم که انسان رو حتم الخطا میدونم (از همین سایت یاد گرفتم) و من کی باشم که کسی رو ببخشم یا نبخشم. همه ی آدم ها اشتباه میکنن.
    ولی باید جلوی تکرار اشتباه رو گرفت یا نه؟ بدون فهمیدن دلیل اشتباه من چه جوری جلوی تکرار اونو بگیرم؟
    من آبروی همسرم رو نبردم، این انتخاب خودش بود. من گفتم جدا بشیم و قسم خوردم که به کسی نمیگم. خودش گفت برای جدایی با پدرم صحبت کن.
    چشم همین طور میپذیریم شما را.


 
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.