
نوشته اصلی توسط
eghlima
یه بار
،دوبار
سه بار
4بار
100 بار به همسرم گفتم که من از نظر عاطفی کلامی و لمسی هستم و هربار همسرم از این گوش می گرفت و از اون گوش دروازه......
آخرش بهش گفتم اگه بدونی تو ذهنم چی میگذره
اونوقت منو از حق مسلمم محروم نمی کنی اونوقت در مقابل این همه ابراز احساساتم سکوت نمی کنی
دیگه ولم نکرد و خوب منظورمو گرفت و و هی همه چیزو گذاشت کنار هم مثلا فلان روز تو رفتی تو اتاق با تلفنت حرف زدی یا فلان روز پیامتو بعد از فرستادن پاک کردی خلاصه سرتون درد نیارم واقعا هم تو ذهنم فکرای بدی می چرخید و گاهی می چرخه
تا بعد از کلی قسم و ایه دیگه بیخیال شد ولی بازم داره محرومم می کنه و هربارم میگم چرا ؟
ولی همیشه جوابی نگرفتم
همین مسئله هم باعث شده از خیلی از چیزها درکنارش لذتی نبرم و بارها هم بهش گفتم ولی اون بازم محرومم می کنه
آقای همدردی حالا چرا این چیزا رو نوشتم چون می خوام بگم یه جایی یه اشتباه و کوتاهی کردی که همسرت بیراهه رفته یه جایی کم گذاشتی
علاقه مندی ها (Bookmarks)