خيلي ممنون كه نظر مي ديد و كمك مي كنيد ولي مي شه بگيد كه مثلا مشكل چي ممكنه باشه البته اين را بايد مي گفتم كه من هميشه در موقع تصميم گيري مادرم خيلي بهم كمك مي كرده و اينكه اين كار درسته و اينكار غلطه ولي باز هم اين نمي تونه دليل باشه كه آدم حتي تصميم خودش را هم بعد از مدتي ازش منصرف بشه يعني اينكه من ثبات ندارم توي تصميمهام يا اينكه شرايط را وقتي بيشتر درباره اش فكر مي كنم باعث مي شه كه يه بدبيني نسبت بهش پيدا كنم كه بار اول نداشتم و يه جور شك و اين ترديد باعث مي شه كه كارهاي عجولانه انجام بدم ...
در مورد اول هم كه گفتم احساساتي مي شم كه فقط در مورد يه آقايي اينطور شدم كه بعد از يه مدتي كه باهم آشنا شديم احساس كردم بهش علاقه دارم ولي اين موضوع چون در يك زمان كوتاه اتفاق افتاد و اينكه اطرافيان دائم مي گن كه من اشتباه كردم كه درباره احساسم و اينكه بهش علاقه دارم باهاش حرف زدم منو دچار شك و ترديد كرد و باعث شد يه مدتي باهاش قطع رابطه كه نه ولي يه برخورد تند كردم و بعد خودم پشيمون شدم و باعث شد كه رابطه ما ديگه مثل روز اول نباشه البته اين موضوع راهم بگم كه براي گفتن حرفهام و نظراتم هميشه رودر وايسي دارم و خيلي چيزها را نمي تونم بگم چون مي ترسم كه سو تعبير بشه يا كسي را ناراحت كنه يا ترس از دست دادن كسي يا چيزي باعث مي شه سكوت كنم با اين تعاريف فكر مي كني كه من چكار مي تونم بكنم چون با فكر كردن زياد باز هم به نتيجه لازم نمي رسم و هيچ كدوم از سوالاتم به جواب دلخواه نمي رسه