من فکر می کنم دوستان هر کدوم به طریقی قبلا جواب شما رو دادند منم به زبون خودم براتون می نویسم.
ببینید خیلی از ما به خاطر مشکلی به این تالار اومدیم (که اکثرا به ازدواج و ... بر میگرده). شما آدم های زیادی اینجا می بینین که با داشتن مشکلات زیاد هم چنان برای نگه داشتن زندگی شون تلاش می کنن. به آسونی از مطالب تالار می شه فهمید که زندگی زناشویی مثل قصه ها و فیلم ها و عکس های رومانتیک فیس بوکی نیست بلکه واقعیه و فراز و نشیب زیاد داره، اصلا هم قرار نیست ایده آل باشه، واسه همه هم همین طوره.
فاز گذر از دوران بی مسئولیتی قبل از ازدواج با رویاهای شیرین کودکانه اش برای آینده به فاز زندگی واقعی پس از قبول مسئولیت برای بعضی از ماها سخت و زمان بره به خصوص که از قبل مهارت های رفتاری متناسب به ما آموزش داده نشده باشه
من خودم با فکر طلاق به این تالار اومدم و فکر می کردم همسرمو دوست ندارم. یکی از دلایلی که باعث این احساس شده بود این بود که خیلی ها بهم می گفتن تو که این همه خواستگار داشتی و همه چی تموم بودی چرا قبول کردی با کسی که ده سال ازت بزرگتره ازدواج کنی. من از اول اینو می دونستم و شخصا با این مسئله مشکلی نداشتم ولی این مسئله به خاطر دهن بینی من تبدیل به مشکل شده بود
من فکر می کنم که مشکل شما هم اینجا به خود شما بر می گرده و اینکه شخصیتتون هنوز قوام لازم رو نداره. اگر اشتباه نکنم شما از اول با همسرتون چندان مشکلی نداشتین بلکه به خاطر حرف دیگران این مسئله در ذهن شما جا گرفت. آدم ها متناسب یک نیاز طبیعی دوست دارند تایید بشن ولی اولویت اساسی در زندگی شما نظر خود شماست. شما مدتی است که زندگی خودتونه به خاطر نظر دیگران خاکستری کردین در صورتی که خودتون هم به خوبی می دونین که آدم های مختلف دیدگاه و نظراتشون خیلی متنوعه و شما هر کاری هم بکنین یکسری به شما انتقاد می کنن شخصیت شما باید اونقدر قوی باشه که به انتخاب و تصمیمتون احترام بذارین و برای خوتون ارزش قائل بشین.
1) سن و زیبایی و فاکتور های اینچنینی قراره ما رو کمک کنن که انتخاب مناسبی بکنیم ولی هدف فقط خوشبختی، آرامش و داشتن لحظات قشنگ کنار همه. ببنید با فراموش کردن سن و رها از حرف دیگران و ... آیا شما خوشبختین یا نه؛ اونوقت شاید بتونین تصمیم بهتری بگیرین
2) دوره ی نامزدی برای شناخت همین دودلی هاست ولی مهم اینه که دودلی ها چقدر حساب شده ومنطقی هستن و ریشه ی اون ها کجاست
3) اگر مشکل تصمیم گیری دارین می تونین از نزدیکانتون و آدم های خوش فکر و متخصص کمک بگیرین که یک تصمیم معقول بگیرین (کسی از آینده خبر نداره باید اوضاع رو سبک سنگین کنین هر چه در توان دارین انجام بدین بقیشم بسپرین به خدا) ولی وقتی تصمیم گرفتین دیگه اما و اگر نداره مثل خیلی از زوج های خوشبخت دیگه چشماتون رو عیب وایرادا ببندین (تمرین می خواد ولی شدنیه)
4) زیبایی یک مسئله ی کاملا سلیقه ایست (آدم ها نظرشون در مورد زیبایی افراد بسیار بسیار متفاوته!) و به معنی واقعی کلمه "زیبایی در نگاه توست نه در آنچه بدان می نگری". پس دلیلی نداره شما زیبایی همسر نازنینتون رو از دیدگاه دیگران محک بزنید یا مقایسه کنین. این مهمه که شما ایشون رو دوست داشته باشین (یادمه یه جا گفته بودین که براتون تحریک کننده هستن پس احتمالا شما مشکلی با چهرشون ندارین) اما اگر فکر می کنین که اصلا و ابدا به دلتون نمی شینه خوب دوره نامزدی برای همین چیزاست دیگه تمومش کنین
5) وقتی که ازدواج می کنین بیشتر لحظه های عمرتون رو با همسرتون زندگی می کنین نه دیگران که اینجا اخلاق خوب ایشون خیلی حسن بزرگتری تا تایید و به به چه چه دیگران
3)من اعتقاد دارم نظر دیگران در مورد زندگی شما کاملا بستگی به ارایه ی شما داره اگر سایرین ببینن که شما از زندگیتون خیلی راضی هستین و خوشبختین همه با دید تحسین به شما نگاه می کنن ( به همسرتون با محبت نگاه کنین، در حد متعادل از کارا و اخلاق خوبش جلوی بقیه تعریف کنین، عکس های خوشگله دو نفره بگیرین و این ور اونور بزنین حتی تو کامپیوتر و فیس بوک و غیره). حس خوبی رو با خودش میاره
6) داشتن همسری با این گذشت و مهربونی که خالصانه شما رو دوست داره و براتون هر کاری می کنه در و گوهرکمیابه
7) خودتونو با کسی مقایسه نکنین شما از مشکلات زندگی دوستان و اشنایان خبر ندارین. پس سعی کنید از همین امکاناتی که در اختیار دارین استفاده کنین برای خودتون و خونوادتون بهترین رو بسازین
8) به خاطر حسن های خودتون، همسرتون، خونوادتون و زندگیتون شاکر باشین که روی روحیه اثر مثبت داره
9) من فکر می کنم شما حتی در صورت جدایی و ازدواج مجدد با مشکلات مشابه روبه رو میشین که می تونه یه عیب جدید باشه در فرد جدید که فکرتونو مشغول کنه یا یه عذاب وجدان که زندگیتون و سخت کنه پس بهتره از همین الان به کمک افراد متخصص رو مهارت های فردی تون سرمایه گذاری کنین : استقلال و ثبات فکری، بالا بردن قدرت تصمیم گیری، هنر عشق ورزیدن و...
10) عمر کوتاهه و شما لیاقت این رو دارین که از جوونیتون لذت ببرین، شما در این مدت به جای اینکه از دوران نامزدیتون لذت ببرین روزهای قشنگتونو با کاشتن تردید کدر کردین حالا بیاین یه راه دیگرو امتحان کنید بیاید این دفعه عشق بکارین. خاطره های زیباتون رو مرور کنید، خوبی های همسرتونو تو ذهنتون پر رنگ کنید؛ فراموش کنید که ایشون از شما بزرگترن . فراتر از کلیشه واقعا عشق ورزیدن رو تمرین کنین اگه شده با نگاه های عاشقانه حرف های قشنگ . سعی کنید حسابی این حسو در خودتون ایجاد و تقویت کنید که خیلی عاشق ایشون هستین و خیلی خوشبختین که همسری به این مهربانی و خوشرف
و خوشرفتاری دارین (باور کنید که همونطور که یک احساس بد به مرور زمان و با تلقین شکل میگیره یک حس خوب هم با تمرین جون می گیره)
11) بددلی که در ذهن همسرتونم ایجاد کردین با محبتاتون از بین ببرین
این نظر شخصی منه و نکاتی که به من کمک کرد، اگرچه فکر می کنم احساسات مشابه شما رو تجربه کردم ولی هیچ وقت کفشای شما رو نپوشیدمو جای شما نبودم . امیدوارم بهترین تصمیمو بگیرین و خوشبخت باشین.









علاقه مندی ها (Bookmarks)