دومین :

● فعالیت مخاطره آمیز
چهل ساله هستم. بیماری قلبی ام از پنج ماه پیش آغاز شد. پیش از آن در شغل خود ریسک های بزرگی می کردم و به اصطلاح لقمه های بزرگ تر از دهان برمی داشتم. به طوری که درآن واحد بیش از ده معامله تجاری انجام دادم، بدون آنکه به مثبت بودن نتیجه آن اطمینان داشته باشم. گرچه سعی کردم با کاهش سفرهای تجاری به خارج از کشور کمی از سنگینی بار روی دوش خود بکاهم، اما به طور مستمر در ورطه نگرانی بودم. من روزی چند سیگار می کشیدم، هر نوع غذایی را که در دسترس بود با عجله صرف می کردم. اما بر این عقیده هستم که مخرب ترین عامل در ایجاد بیماری قلبی من استرس بود.
تصور من بر این بود که هنوز از شرایط جسمانی مطلوبی برخوردارم و با جلوگیری از افزایش وزن، مراجعه روزانه به ورزشگاه و ملاقات گاه و بیگاه پزشک موجب تسکین استرس حاصل از مشاغل خود می شوم. فشار خون، کلسترول و تاریخچه خانوادگی من همگی در وضعیت مطلوبی قرار داشتند. مرتباً با همسرم سانی و دو پسر ۱۲ و ۱۵ ساله خود به تعطیلات می رفتیم و زندگی شاد و مجللی در خانه بزرگ خود واقع در شهر کینگستون انگلستان داشتیم. بنابراین من با شتاب زیاد به مشاغل مختلف رسیدگی می کردم و تنها موضوعی که به ذهنم خطور نمی کرد این بود که قلبم بیمار باشد.
زندگی من در یک روز صبح یکشنبه در ماه مه سال جاری به طور کامل تغییر کرد. صبح با احساس بسیار خوبی از خواب برخاستم. به تازگی به محل جدید نقل مکان کرده بودیم و شب گذشته تا نزدیکی صبح ورود به خانه جدید را با دوستان جشن گرفته بودیم. آن روز من و سانی بچه ها را به پرستار سپردیم و خانه را ترک کردیم. تصمیم داشتیم وسایل جدید آشپزخانه را از فروشگاه تهیه کنیم.