به نظر من این تاپیک تازه شروع لجبازیای کیارش با خودش و منطقشه
قبل از این که چیزی بگم ازت می خوام که اگه حرفامو قبول نداشتی بی خیالش بشی از ته دلت به حرفام بخندی
ادمه عاقلی به نظر میای پس جای تو بودم بیشتر به پست فرشته مهربون(22) توجه میکردم
بگذریم میدونی بعضی وقتا ادم یه کمبودایی رو تو خودشون حس میکنن که اونا در عرف به هیچ وجه کمبود نیستند برا همین نمی خوای از نداشتن این ویژگی ها کسی مطلع بشه یه سری ویژگی که دوس داری اونارو داشته باشی اما نداری و اون ویژگی ها و جذابیت هارو رو دقیقا تو ادمی میبینی که دوس داری همون طور که تو اون ادمو اسطوره میبینی اونم تو رو اسطوره ی خودش ببینه اما اما یه ترسی تو وجودت هست که میگه عمرا اونم مثل من فکر کنه ،میدونی چرا ؟؟چون تو خودتم میدونی چیزی که باعث شده تا اون طرفو دوس داشته باشی یه حس عجیب گنگ و بچه گانه است و این احساس هم ناشی از وجود توجه خاص تو به ویژگی های ظاهری مثله قیافه است بیشتر از اینکه بخوای باهاش دوست بشی دنباله اینی که از طرف اون قبول بشی یه جورایی دوس داری تحویلت بگیره در کنارش تنهایی ،در کل به نظرم با توجه به پستت تو تاپیک کامیار که در مورد کمرویی بود نشون میده این مسله رو داری برا خودت گنده میکنی
اما تفاوت عشق و احساس،عشق یعنی ما شدن از من گذشتن به ما رسیدن اما هوس یعنی من، من بودن من خواستن من دارم من میمیرم ...... و بعد بزنی زیر همه چیزو خدافظ شما ،عشق یعنی طرف به دلت بشینه همه جوره نه فقط ظاهرش ،قیافه اش احساس کیارش امیخته به هوس البته فکر کنما ،بازم اگه اینطوری نبود همون خنده رو بیا
یه تجربه از یه دوست نمی خوام مقایسه کنم فقط تجربه اشو میگم پسری که دانشجو بود پس از تو بزرگتر بود و تازه به مسائل جنسی هم فکر میکرد و به پسر هم رشته ای خودش پیشنهاد داده بود و نسبت به اون غیرت داشت و احساس دوس داشتن و خیلی چیزای دیگه ولی اخر داستان پشیمونی و خجالت از روبه رو شدن با هم دانشجویی خودش در حالی که هیچ اتفاقی هم بینشو نیافتاده بود این که نمی تونست با احساسش کنار بیاد به نظرم الان راحت تر میتونی با احساست کنار بیای تا بعد از دوستی با اون پسر،پس قبل از اینکه به دنبال ارتباط برقرار کردن با اون باشی با خودت روراست باش و با احساسو منطقت کنار بیا









علاقه مندی ها (Bookmarks)