جناب ناصری عزیز بنده خانم نیستم البته اشتباه از من بود که در پست قبلی اینو بیان نکرده بودم ........
شرایط شما انقدر هم که فکر میکنید حاد نیست که به جدایی فکر کنید باید صبر بیشتری داشته باشید و اگر واقعا به خامتون علاقه دارید تا جایی که میتونید سعی خودتونو بکنید حتی اگر خانمتون سعی و تلاشی نکنه .....
اگر دقت کنید اول چست قبلی خوئم گفتم که مشکل شما خواهر خانمتون نیست واضح بگم مشکل شما ذهنیتی که در وجود خانمتون ایجاد شده ، خانمتون الان فکر میکنه شما بین ایشون و خانوادش قرار گرفتید و واقعا هم دارید قرار میگیرید ، شما از خانمتون انتظار حمایت دارید در مقابل کسانی که از اولین لحظه عمرش باهاشون زندگی کرده ، انتظار حمایت دارید به قیمت فاصله افتادن بین ایشون با خانوادش ، خودتون جای خانم خودتون بذارید ایشون به احتمال زیاد بین شما و خانواده خودش گیر کرده .... چیزی که من از حرفهای شما فهمیدم اینه که مشکل شما نه خواهر خانمتونه نه خانمتون بلکه خودتونه .... به جای اینکه به جدایی فکر کنید دنبال راهی باشید که خودتون و همسرتون با سربلندی و بدون اسیب دیدن از این مشکل عبور کنید .....درسته شما 4 بار کوتاه امودین ولی بدونید واسه ساختن یه زندگی خیلی بیشتر از اینها باید از خودتون بگذرید
با اروزی موفقیت









علاقه مندی ها (Bookmarks)