بنابرایننوشته اصلی توسط tomcat
یکم) روی عزت نفس خودتون بیش تر از قبل کار کنید تا این فکر که عدم داشتن تحصیلات ، مشکل شخصیتی برای شماست در ذهنتون تعدیل بشه ( ما تحصیلات بدست می آوریم که اولا با داشتن تحصیلات و تخصص موقعیت های بهتر و فرصت های زیادی در جهت کار و درآمد در زندگی داشته باشیم و ثانیا آگاهی و دانش خودمون را بالا ببریم ) لذا وقتی شما کار خوب و درآمد کافی دارید می بایست هدف از داشتن تحصیلات برای خودتون کاملا مشخص و روشن بشود
دوم) مدتی هم زمان بدهید ( مثلا دوماه )، و اجازه بدهید مرور زمان بخشی از مشکلات را حل کند
اگر آن خانواده چراغ سبز نشان داند ، و چنانچه شما همچنان خواستار آن دختر خانوم بودید با حفظ عزت نفستون ، با دید مثبت استقبال کرده و ادامه دهید ، منتها خطوط اصلی زندگیتون را مشخص کنید ، و به آنها پایدار بمانید ، ببینید شما بسیار صادقانه و بی ریا برای ازدواج اقدام کرده اید ، اما رفتار آن خانواده( ابتدا پذیرفتن شما با همین شرایط فعلی ، و بعد تغییر موضع دادن و عنوان اینکه شما بیسواد هستید و اهمیت دادن به حرف دیگران ) نشان دهنده آن هست که این خانواده از استقلال نظر برای خود برخوردار نبوده و چه بسا در طول زندگی مشترک این مشکل به عنواین مختلف حتما دردسرساز خواهد شد -- دقت کنید که این دختر خانوم نیز تصمیماتش بر اساس حرف دیگران و با تغییر موضع پدر خانواده تغییر می کند )
سوم) چنانچه مدت زمان در نظر گرفته شده طی شد و اقدامی از سوی آن خانواده جهت ادامه برقرار نشد ، مسلم بدانید که جواب آن خانوده منفی است و اصرار بیشتر شما ، شرایط و تحمل را برای شما سخت تر خواهد کرد
چهارم) دوران نامزدی ( شش ماه تا یکسال) ، دوران شناخت هست ... حرف یک عمر زندگی است .به همین خاطر توصیه می شود در این دوران احساسات را دخیل نکنید تا بتوانید با اگاهی و بررسی همه مزایا و معایب تصمیم نهایی و سرنوشت ساز را برای خودتون بگیرید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)