با وجود اینکه همسرم در 18 سالگی خواهرشو از دست داده ولی من احساس میکنم اصلا نمی تونه به من کمک کنه اون خیلی می خواد منطقی فکر کنه و من نمیتونم راستش نه اون منو می فهمه نه من اونو خدا رو شکر پدر و مادر دارم ما 5 تا فرزند بودیم سه خواهر و دوبرادر من بچه سوم هستم و اون بچه آخر بی نهایت روابطش با مامانم خوب بود بهتر از هممون مثل دو تا دوست بودن مامانم کلا سختی تو زندگیش زیاد کشیده و حالا من فکر می کنم این یکی از وحشتناک ترین اتفاقی بود که می تونست تو خونواده ما بیفته یه جورای هممون داغون اعصبانی بی حوصله و گریانیم مامانم بعد از این مدت شبا فقط 2 ساعت می خوابه و بقیه شب در حال گریه کردن ما هممون دارو هم مصرف میکنیم ولی هیچی باعث نمی شه که بتونم نفس بکشم من تو این لحظه واقعا فکر میکنم چیزی وجود نداره که آدم به خاطرش بخواد تو این دنیای لعنتی باشه و از همین جا به همه اونایی که اختلافات و ناراحتی خانوادگی دارن میگم همه چی قابل تحمله همه چی غیر از مرگ که باورش برای من حداقل فکر کنم سالها طول بکشه نمی دونم چرا ولی دلم می خواد واقعا از این دنیا برم برم واقعا ببینم اون دنیا که همش راجع بهش با حدس و گمان حرف میزنن چیه کجاست. چیزی که آدمو نابود می کنه اینه که فکر میکنی ممکنه هرگز دیگه برادرمو نبینمدوستان لطفا دعا کنید اونی که این دنیا را نمی خواد زودتر از این دنیا بره ممنون دلم نمی خواست هرگز پستی ارسال کنم چون بالاخره همه تو زندگیشون بالا پایین دارن که با گذشت حل میشه ولی فکر میکنم این حق من نبود که این همه نسبت به اطرافیانم گذشت کردم و حالا خیلی ها بعد از مرگ برادرم منو زجر دادن من جمله پدر شوهرم ببخشین طولانی شد ولی واقعا احساس میکنم زندگی ارزش هیج چیو نداره کاش اصلا وجود نداشت
![]()







دوستان لطفا دعا کنید اونی که این دنیا را نمی خواد زودتر از این دنیا بره ممنون دلم نمی خواست هرگز پستی ارسال کنم چون بالاخره همه تو زندگیشون بالا پایین دارن که با گذشت حل میشه ولی فکر میکنم این حق من نبود که این همه نسبت به اطرافیانم گذشت کردم و حالا خیلی ها بعد از مرگ برادرم منو زجر دادن من جمله پدر شوهرم ببخشین طولانی شد ولی واقعا احساس میکنم زندگی ارزش هیج چیو نداره کاش اصلا وجود نداشت

علاقه مندی ها (Bookmarks)