به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 09 دی 91 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-1-11
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    808
    سطح
    15
    Points: 808, Level: 15
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 64 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: غم رفتن برادرم

    با وجود اینکه همسرم در 18 سالگی خواهرشو از دست داده ولی من احساس میکنم اصلا نمی تونه به من کمک کنه اون خیلی می خواد منطقی فکر کنه و من نمیتونم راستش نه اون منو می فهمه نه من اونو خدا رو شکر پدر و مادر دارم ما 5 تا فرزند بودیم سه خواهر و دوبرادر من بچه سوم هستم و اون بچه آخر بی نهایت روابطش با مامانم خوب بود بهتر از هممون مثل دو تا دوست بودن مامانم کلا سختی تو زندگیش زیاد کشیده و حالا من فکر می کنم این یکی از وحشتناک ترین اتفاقی بود که می تونست تو خونواده ما بیفته یه جورای هممون داغون اعصبانی بی حوصله و گریانیم مامانم بعد از این مدت شبا فقط 2 ساعت می خوابه و بقیه شب در حال گریه کردن ما هممون دارو هم مصرف میکنیم ولی هیچی باعث نمی شه که بتونم نفس بکشم من تو این لحظه واقعا فکر میکنم چیزی وجود نداره که آدم به خاطرش بخواد تو این دنیای لعنتی باشه و از همین جا به همه اونایی که اختلافات و ناراحتی خانوادگی دارن میگم همه چی قابل تحمله همه چی غیر از مرگ که باورش برای من حداقل فکر کنم سالها طول بکشه نمی دونم چرا ولی دلم می خواد واقعا از این دنیا برم برم واقعا ببینم اون دنیا که همش راجع بهش با حدس و گمان حرف میزنن چیه کجاست. چیزی که آدمو نابود می کنه اینه که فکر میکنی ممکنه هرگز دیگه برادرمو نبینم دوستان لطفا دعا کنید اونی که این دنیا را نمی خواد زودتر از این دنیا بره ممنون دلم نمی خواست هرگز پستی ارسال کنم چون بالاخره همه تو زندگیشون بالا پایین دارن که با گذشت حل میشه ولی فکر میکنم این حق من نبود که این همه نسبت به اطرافیانم گذشت کردم و حالا خیلی ها بعد از مرگ برادرم منو زجر دادن من جمله پدر شوهرم ببخشین طولانی شد ولی واقعا احساس میکنم زندگی ارزش هیج چیو نداره کاش اصلا وجود نداشت

  2. 3 کاربر از پست مفید ستاره غم تشکرکرده اند .

    ستاره غم (سه شنبه 15 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.