
نوشته اصلی توسط
ani
چرا دامنه ی مشکل پیش آمده را دارید به خانواده های دیگر می کشانید ؟!
تنها کسی که تو این خاندان به خانوم من از لحاظ رفاقت و دوستی نزدیکتر است دختر خاله ایشان است...من فقط از ایشان خواستم که پادرمیانی کنند تا خانواده خانومم به خونه ایشون بیاند و منم خانوادمو ببرم تا آشتی کنند.چونکه تو این چندروز هرچه بزرگای فامیل تماس گرفتند موفق نشده...فعلا انگار این داره جواب میده
ضمن اینکه سعی می کنید مسائل را شسته رفته تعریف کنید .
مسائل رو همونجور که هست تعریف کردم..من هیچگاه نگفتم که خودم مقصر نیستم...منم مقصر هستم به اندازه خودم اما...
اما شما خودتان توپ را روز عید به بهانه ی عیددیدنی در زمین آنها پرت کرده اید . نتیجه ی عمل شما چیزی به غیر از آنچه اتفاق افتاده نیست . جای تعجب نیز ندارد .
ما به جهت عید دیدنی خونه خانومم رفتیم با توپ پر نرفتیم..به هرحال مادر خانومم با مادر خودم نسبت دختر خاله دارند..ابتدای امر مشکلی نبود...آخر میهمانی هم مشکلی نبود تا اینکه خواهر خانومم اومد و توهین کرد..من با خانومم حتی نمیدونستیم چه اتفاقی افتاده...من نخواستم یک طرفه حکم صادر کنم حتی به خانومم گفتم بخاطر تو هیچی جوابش نمیدم..وقتی سکوت خانومم رو دیدم قاطی کردم...اما به هرحال من قبل از اون شب 3 بار دیگه خواهر خانومم بهم توهین کرد و هیچی نگفتم...هر آدمی به یه اندازه ای صبر داره...اون شب بعداز سکوت خانومم کاسه صبر منم لبریز شد..
آیا روز عید و شرایط عیددیدنی برای گله و شکایت و طرح دلخوری ها است ؟!
آیا از دید شما این رفتار دوستانه است ؟!
آیا زمان مناسب را مورد توجه قرار دادید ؟!
هدف عید دیدنی بود...چون خانواده خانومم با مادرم نسبت فامیلی داره مادرم هم از اونا انتظار دیگه ای داشت...اواخر میهمانی هم همه چی به خوبی پیش میرفت تا اینکه رفتار خواهر خانومم باعث اتفاقات بعدش شد...من تایه حدی توهین به خودم رو تحمل میکنم..شغلم طوری هست که آستانه تحمل من رو بالا برده..اما درباره توهین به پدر و مادرم نمیتونم کوتاه بیام..اینو به همه گفتم...
شما دلتان می خواست حرف بزنید و دلخوری کنید اما جوابی به غیر از عذرخواهی نشنوید ؟! چرا ؟!
در ازدواج های فامیلی انتظارات از طرفین بیشتر از ازدواجهای غیر فامیلی است.ما برای عذر خواهی نرفته بودیم.رفته بودیم که صحبت کنیم با خانواده خانومم که به بچه کوچیکشون اجازه ندن تو زندگی ما دخالت کنن تا جایی که حتی پدر خانومم از دخالتهای دخترش تو زندگی ما ابراز ناراحتی کرد..
دوست عزیز از همین یک نکته مشخص می شود که شما نیز چندان که باید نمی دانید چه کاری را چه موقع انجام دهید و چه حرفی را در چه زمانی مطرح کنید . خصوصا که شما نیز زیر پرچم پدر و مادر اقدام به این عمل کرده اید !
من قصد نداشتم به همراه پدر و مادرم دست به این عمل بزنم..3 روز قبل از عید خواهر خانومم از طریق پیامک هرآنچه را که نباید به من توهین کرد..بااینکه خانومم در جریان پیامک های دوطرف قرار دادم خانومم هم خیلی ناراحت بود و حتی از بابت توهین خواهرش از من عذر خواهی کرد منم به پاس عذرخواهی خانومم روز بعد رفتم و از خواهر خانومم عذرخواهی کردم اینو گفتم که متوجه باشید من ادم مغرور و خودخواهی نیستم..
ضمن اینکه ما فقط صدای شما را می شنویم و نه صحبت های طرف های مقابل را .
مطمعن باشید من هم اشتباهات خودم را قبول دارم بسیاری از کارهای من نیز اشتباه بوده اند و نباید صورت میپذیرفت ..و مطمعنن اگر من حمایت خانومم را داشتم این اتفاقات نمی افتاد..
اگر تصمیم دارید مشکل را حل کنید و به مشکلات دامن نزنید با همسرتان بیرون بروید و به تنهایی صحبت کنید . دور از چشم سوم و حضور غیر .
علاقه مندی ها (Bookmarks)