سن شما برای ازدواج کم است.
شرایطش را هم که ندارید.
درگیر یک رابطه احساسی هم هستید که هیچ منطقی درش دیده نمی شه.
خانواده تون هم که ناراضیند.
چرا سعی نمی کنی تمومش کنی؟ چرا شل کن سفت کن می کنی؟ مرگ یک بار شیون هم یک بار.
کسی چند سال خودش را و زندگیش را فدای یک احساس کرد. بدون منطق. ازدواج پنهانی، بدون رضایت والدین پسر و بقیه ماجرایی که نیاز به توضیح نیست.
الان نتیجه اش چی شده؟ چند سال از بهترین سالهایی را که می تونست در آرامش در کنار همسرش زندگی کنه و لذت ببره و پیشرفت کنه، با دوری از همسر و مشکلات اون، صرف درگیری با خانواده و شرمندگی و جواب دادن به فامیل و دوست و آشنا که این دیگه چه ازدواجی است و چه همسری است و ...
به نظر من که این عشق نیست. چنین فردی اشتباهی کرده و الان هم داره نتیجه اش را می بینه. چند سال هست که ازدواج کرده و هنوز با همسرش توی یک خونه نرفته !! می خوای بشی چنین فردی؟ می خوای همه زندگیت را بذاری پای یکی که ؟؟؟؟ تا کی؟ کجا؟ اینها عشق نیست، اشتباه است.
اشتباه نکن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)