حق با شماست آنی جان! بهتر از اینه که بخوای با منت و زور کسی رو برای خودت نگه داری. شاید راه جدید چکامه بیشتر به نفعش باشه. همین جملات شما منو ترغیب کرد تاپیک جدید بزنم. چون حتی نسبت به اتفاقی که واسه چکامه افتاده هم داشتم ناراحتی می کردم!طلاق شکست نیست .
به پایان رسیدن عمر یک رابطه است .
عمر زندگی چکامه و شوهرش هم همین قدر بود و تا اینجا .
به هر حال چند سالی را با هم گذراندند و همدیگر را تجربه کردند .
کنار همه ی لحظه های قشنگ زندگی شان بزرگ شدند و تغییر کردند و .....................
قطعا در نیمه ی پر لیوان این دو نفر خیلی مسائل خوب وجود دارد .
پس بهتره قضاوت نکنیم .
من برای هر دو نفر آنها آرزوی سعادت و خوشحالی و تجربه های جدید را دارم .
واقعا آدم یک موقعهایی باید خودش رو به جریان زندگی بسپره و رها بشه. همه چیز رو با دودوتا چهارتا بررسی نکنه. من این چند وقت انقدر فکر کردم خسته شدم. دلم رهایی می خواد!





پاسخ با نقل قول



جالبه که این رستورانه یه جورایی مردونه است، مام عین یه مرد چی داااااش رفتیم نشستیم. یهو نگاههای ساپورتیو و حمایتگرانه یه عده لوطی که میخواستند به یه خانوم فوری سرویس بدن، رستوراندار رو تعقیب کرد تا آخرش گفتن به خانوم سرویس نمیدی؟ (مثلا یواش میگفتند) رستورانیه دمش گرم ، گفت بذار حالا فکراشو بکنه بعد (آخه مشتری ثابتشم منو میشناسه میدونه آدمی نیستم که تا برسم بگم فلان غذا رو بیار
تالار انگار خاک مرگ پاشیده باشی توش:301 نه پستی! نه حال و احوالی! نه اعضا آنلاینی. چهار نفر هم که خودشونو عین روح در پس پرده پنهان کردند جهت افزایش رعب و وحشت در لابلای این تار عنکبوتها و تاریکی. بعد این خفاشها هم یه جیغی میشکن و یهو از جلوی چشمت بال میزنند و میرن 

تا تعطیلی میشه همه فکر میکنند باید برن شمال. بعضی ها هم که نمیرن شمال میرن جنوب. چند وقت پیش یکی ازم می پرسید عیدو میرید شمال یا جنوب؟ !!!!
البته خودشون می گن اصلا عصبانی نیستن فقط یعنی چه که 5 تا سوال بیشتر نباشه،نظم صندلی داغ به هم خورده و قوانین به هم خورده ......

علاقه مندی ها (Bookmarks)