سلام تسوکه عزیز حرفات خیلی به من آرامش میده ولی اون یه تیکه که دنبال مو میگردم و اشتباه کردی از اول اینقد بد بین نبودم
اولای عقدمون خیلی بهش اعتماد داشتم
ولی یه مدتی که از عقدمون گذشت من یه چیزهایی دیدم که همین باعث بد بینی من شد
اسم یه خانوم و دیدم که به گفته ی خودش همکارش بوده که همینطوری به اسم کوچیکش تو موبایلش ذخیره کرده بود منم به راحتی قبول کردم
دوباره ت کامپیوترش چند تا عکس از یه دختری دیدم
یه درایوپر از فیلم های س...... تو کامپیوترش بود
وقتی باهم میرفتیم بازار یا بیرون متوجه نگاهاش به خانم های دیگه میشدم
منم آدم خیلی خیلی زود رنجی هستم به قول یه نفر اصلا پوست کلفت نیستم خیلی ضعیفم
حرفهایی که ازش میشنیدم و بعدش میفهمیدم دروغ گفته((من از دروغ متنفرم.......))
اما من تمام اونها رو فراموش کردم و اصلا به روش هم نیاوردم((البته بعد از اینکه با صحبت کردن باهم تا حدودی مشکلمون حل شد))
باید چندین بار زنگ بزنم به گوشیش تا آخر هم اشغال میکنه و میگه یه ربع دیگه زنگ میزنم و دوساعت دیگش زنگ میزنه
البته با خودم میگم خب حتما سر کار دستش بنده اما حتی وقتهای غیر اداری هم همینطوره((من خیلی بدم میاد وقتی بهش زنگ میزنم گوشی روم قطع میکنه))
خلاصه اینا چیزهایی بودن که به دست فراموشی سپرده بودم اما مجبور شدم بگم و دوباره خاطرات تلخش برام زنده بشه
من تمام این چیزها رو فراموش کردم و بی خیالشون شدم اما هنوز تاثیراتشون روی ذهنم باقی مونده که اونارو هم آروم آروم از بین میبرم چون شوهرم و با زندگیم و دوست دارم
دارم رو خودم کار میکنم نصبت به قبل خیلی خیلی کمتر بهش ایراد میگیرم
بعضی اوقات شده که اون بهانه گیری میکنه
ولی بازم من کوتاه میام و سعی میکنم آرومش کنم
توکل به خدا پیش میریم ببینیم چی میشه





و روز به روز بیشتر با تکنیک های زناشویی آشنا میشید و زندگی تون روز به روز بهتر میشه.
مخصوصا تسوکه عزیز



علاقه مندی ها (Bookmarks)