به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 00:13]
    تاریخ عضویت
    1390-12-04
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    755
    سطح
    14
    Points: 755, Level: 14
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 22 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    دوست عزیز
    مشکلت اینه که با احساست چه کار کنی؟ شرایطت از من که بدتر نیست:
    من الان 18 ساله که عاشق فردی هستم. 4سال اول تمام سعیمو کردم که این پسر که همسن من هم بود با من ارتباط برقرار کنه ولی از اونجایی که آدم مومنی بود حاضر نبود با دختری دوست بشه. فکرکن!! 4 سال دنبالش بودم! بعد از 4 سال پیغام و التماس و اصرار من بالاخره جوابمو داد و گفت که به هیچ وجه حاضر به دوستی با هیچ دختری نیست و گفت که برم دنبال زندگیم و فراموشش کنم. اون موقع من فکر میکردم دیگه امکان نداره بتونم کمرمو راست کنم چون همه امیدم از دست رفت و فهمیدم هرگز به دستش نخواهم آورد.
    الان 18 سال از زمانی که عاشقش شدم میگذره و 14 ساله که نه دیدمش و نه ازش خبری دارم. ولی جالبه بدونی اندازه همون روز اول عاشقشم و همیییشه توی فکرشم و واسش میمیرم . با اینکه 14 ساله که ندیدمش! چون میدونم که منو هیچ وقت نخواهد پذیرفت دیگه مزاحمش نشدم و راحتش گذاشتم.
    برادرم میخوام اینو بگم که با این عشق راسخی که من بهش دارم و با اینکه فکر میکردم دیگه هیچ وقت نمیتونم رنگ خوشی رو توی زندگی ببینم، ولی اینطور نشد.
    من الان دارم زندگیمو میکنم و آدم خیلی موفقی هم هستم . با اینکه بار یه عشق 18 ساله رو دوشمه و با اینکه تنها آرزوم اینه که قبل از اینکه بمیرم بتونم یک بار دیگه، فقط یک بار دیگه ببینمش.

    بنابراین عبرت بگیر دوست من!
    اگه ازش جدا بشی، ته ته ته ماجرای تو میشه مثل من که سالها عاشقش بمونی و نتونی فراموشش کنی. ولی همونطور که من با اینکه به شدت عاشقشم ولی دارم زندگی عادیمو میکنم، مطمئن باش تو هم بدتر از من نخواهی شد. مطمئن باش

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    مهسا اعتدال جان،

    این آقا خودش به اندازه کافی احساساتی هست، شما داری بدترش هم می کنی؟

    18 سال عاشقی کدومه؟؟

    مگر اینکه خودت به زور بخواهی یادش را برای خودت نگه داری و به خودت تلقین کنی. وگرنه خیلی زود و راحت تمام می شه. سال دیگه این موقع ها یادت هم نمی آد.

  3. 6 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (سه شنبه 02 خرداد 91)

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 91 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1390-11-01
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    1,710
    سطح
    24
    Points: 1,710, Level: 24
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    194

    تشکرشده 194 در 102 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    واقعا پیدا راست میگه دیگه دوره این حرفها و عشق و عاشقی گذشته بابا. :D

  5. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 اردیبهشت 91 [ 00:38]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,008
    سطح
    17
    Points: 1,008, Level: 17
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 52 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    الان که من دارم باهات صحبت می کنم همه چی تموم شده.یعنی من هم به طرف گفتم که ما به درد هم نمی خوریم واسه ازدواج(البته هنوز با هم بخاطر یه سری مسایل کاری در ارتباطیم که این ارتباط رو اسمش رو میشه دوستی هم گذاشت. ولی کاملا کنترلش می کنم که شعله ور نشه) و هم به خونواده این اطمینان رو دادم که همه چی تموم شده.
    اما نمی تونم دل خودم رو راضی کنم.

    بذار از تجربه ی خودم بگم ..
    بیش از 3 ماه پیش دختر مورد علاقم بعد از 6 سال که بین خانواده هامون حرف و حدیث ازدواج ما بود با پسر دیگه ای ازدواج کرد .شرایط من کاملا با تو متفاوت بود .هم سنمون هم خانواده هامون و هم دوتامون کاملا راضی بودیم .مادر من بر خلاف مادر تو آرزوش این بود که اون دختر عروسش بشه .همین حسو مادر اون هم داشت و اصلا اولین بار این پیشنهادو مادر اون داد .ولی خیلی راحت گذاشت و رفت بدون اینکه به گذشته فکر کنه.
    اوایل فقط کارم شده بود قدم زدن و اشک ریختن .به هیچی نمیتونستم فکر کنم .سر کار میرفتم بعد نیم ساعت میزدم بیرون.همین عذابم میداد که چرا نمیتونم فکرش رو از ذهنم پاک کنم .شده بودم مثل بچه ها .فکر میکردم دیگه هیچ دختری پیدا نمیشه که بتونم بهش علاقه مند بشم .
    ولی...
    .
    .
    الان ...
    نمیگم به کل از یادم رفته .ولی به جراءت میگم شاید 10-12 روز یه بار بیاد توی ذهنم .الان خودمم بخوام دیگه نمیتونم بهش فکر کنم و براش اشک بریزم . پستها و رفتارهای اون روزهام که فکر میکنم و پستهام رو میخونم خجالت میکشم .

    بعد از جدایی مطمئنا بهت سخت میگذره .ممکنه چند ماه طول بکشه ولی قطعا از یادت میره و اوضاعت عادی میشه . گذشت زمان خیلی راحت همه چیز رو حل میکنه . صبور باش و برای فراموش کردنش به خودت فرصت بده .
    موفق باشی.





  6. کاربر روبرو از پست مفید meshky تشکرکرده است .

    meshky (یکشنبه 21 اسفند 90)

  7. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 فروردین 91 [ 20:37]
    تاریخ عضویت
    1390-12-19
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    837
    سطح
    15
    Points: 837, Level: 15
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    بچه ها برام دعا کنید...
    چجوری رابطمو یواش یواش باهاش کم کنم؟
    تلفن-چت و همه چی براهه
    چطوری که اصلا احساس دلخوری نکنه؟
    چرا خدا با من این کارو کرده؟
    من که اهل هیچ چیزی نبودم.خدا فقط خودش می دونه
    بچه ها تنهام نذارین کمکم کنین.تند تند راهنماییم کنین خواهشا

  8. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    آقای مولایی عزیز،

    ما دعا می کنیم ولی وقتی شما کمک نکنی که دعای ما به جایی نمی رسه.

    ما هی دعا کنیم، شما هی چت کنید ...

    آخه چت نکردن که آسونه. کامپیوترت را روشن نکن. بشین کتاب بخون. تلویزیون ببین.
    روشن کردی، آنلاین نشو. برو سایتهای دیگه.
    آنلاین شدی، بگو کار دارم. دارم با خواهرم، دوستم و ... صحبت می کنم.

    البته به جای این کارهای دست و پا شکسته و موش گربه بازیها، به نظرم بهتره یکبار قاطع باهاشون حرف بزنید و بگید که جلوی اشتباه را هر جا بگیرید بهتر از ادامه آن است.
    شما زوج مناسب هم نیستید و ادامه این رابطه برای هر دوتون بیهوده است و مشکل آفرین. در ضمن فرصتهای آتی و محدود اون خانم هم ازشون گرفته می شه.

    یکبار مرد و مردونه حرفت را بزن و تمام.

  9. 3 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (دوشنبه 22 اسفند 90)

  10. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 آبان 91 [ 07:53]
    تاریخ عضویت
    1390-9-27
    نوشته ها
    58
    امتیاز
    1,148
    سطح
    18
    Points: 1,148, Level: 18
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    124

    تشکرشده 126 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    دوست عزیز هرچی تو زندگی آدم پیش بیاد یه حکمتی داره
    اگر قرار بود برای همه همه چیز طبق یه الگو پیش بیاد و همه چی خوب باشه دیگه چه زندگی میشه
    این فراز ونشیبا و نتایجی که ما از اشتباهاتمون می گیریم یه درسه زندگیه که راه درستو از بین بی نهایت راهی که توی این دنیای بزرگ وجود داره پیدا کنیم
    ولی دوست خوبم بیش از این موضوع رو کش ندین مگه نگفتین که من نظر خانواده رو بهش گفتم و همه چی بین ما تمومه
    پس چت و تلفن واسه چیه
    این کار شما یه کار غلطه و اگر ادامش بدی تبعاتش برات سخته و غیر قابل جبران همین طور برای اون خانم پس زود تمومش کن

  11. کاربر روبرو از پست مفید لیلای ساروان تشکرکرده است .

    لیلای ساروان (دوشنبه 22 اسفند 90)

  12. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 00 [ 12:26]
    تاریخ عضویت
    1390-1-14
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    12,728
    سطح
    73
    Points: 12,728, Level: 73
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    640

    تشکرشده 935 در 291 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    73
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج


    ببخشید آقای مولایی که رک دارم حرف میزنم ...
    ولی این حسی که داری دقیقا حس ترحمه نه عشق ... میخوایی ناجی این خانم باشی که قبلا یکبار تجربه تلخ تلاق رو چشیده و احیانا از خیانت ها و بد رفتاری هایی که شوهر قبلش به خانم انجام داده کلی حرف و حدیث شندی الان میخوایی یه جوری حس زندگی عاشقانه رو هر چند کوتاه براش محیا کنی ... ولی دوست خوبم ای راهی که میرین کاملا اشتباهه !
    از این طرف شما میخوایین برا مادرتون ثابت کنین که "مامان این ماستی که میبینی رنگش سیاهه، سفید میزنه ها ولی رنگش سیاهه" یه تصمیم کاملا اشتباه رو میخوایی برا خانوادت توجیه کنی! هر چی باشه اونا چند تا پیراهن از من و دوستان بیشتر پاره کردن! و مخصوصا خصوصیات اخلاقی و رفتاری تو رو بهتر از هر کسی میدونن.

    شما هنوز 25 سالتونه عجله ای هم برا ازدواج نداشته باشین. منظورم اینه که برا ازدواج متعارف هم هنوز سنتون کمه ! و حتی اگه مورد خوبی هم برا ازدواج برات پیش اومد حتما از خانواده مشاوره بگیر ولی تصمیم آخر رو خودت بگیر.
    .
    در رابطه با این خانم هم نمیخواد شما منجی باشی . شاید این خانم خلا های عاطفی داره میخواد به طریقی این خلا رو با تو بودن پر کنه (حتی مدت زمان کوتاه) ولی بهت پیشنهاد میکنم به ازدواج با این خان اصلا فکرش رو هم نکن.
    من خودم 29 سالمه و مجرد هستم. پیشنهاد هایی زیر رو میتونم برات بدم که شاید یکم برا شما عجیب و برای اعضای انجمن (خانمها)یکم زننده باشه ولی پیشنهاده :


    ایشالله موفق باشی.


  13. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 00:13]
    تاریخ عضویت
    1390-12-04
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    755
    سطح
    14
    Points: 755, Level: 14
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 22 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط پیدا
    مهسا اعتدال جان،

    این آقا خودش به اندازه کافی احساساتی هست، شما داری بدترش هم می کنی؟

    18 سال عاشقی کدومه؟؟

    مگر اینکه خودت به زور بخواهی یادش را برای خودت نگه داری و به خودت تلقین کنی. وگرنه خیلی زود و راحت تمام می شه. سال دیگه این موقع ها یادت هم نمی آد.
    دوست عزیز
    اولا که من خواستم با مطرح کردن قضیه خودم به این آقا کمک کنم. خواستم بفهمه که حتی اگه در بدترین حالت هم مثل من بشه هیچ اتفاق خاصی نمیفته.
    دوم اینکه من اصلا توقع نداشتم که توی این تالار کسی اینجوری آدمو مسخره کنه. خیلی ناراحت شدم که گفتید 18 سال عاشقی کدومه. مگه من علافم که بیام اینجا دری وری و دروغ بنویسم. من فقط خواستم کمک کنم.
    برداشت شخصیتون هم واسه خودتون نگه دارید.[


  14. کاربر روبرو از پست مفید مهسااعتدال تشکرکرده است .

    مهسااعتدال (سه شنبه 02 خرداد 91)

  15. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 فروردین 91 [ 11:06]
    تاریخ عضویت
    1391-1-20
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    685
    سطح
    13
    Points: 685, Level: 13
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Question RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    منم دارم دیوونه میشم دانشجو هستم 20سالمه چند وقته که عاشق یکی شدم که اونم منو دوست داره اوایل رابطمون خیلی خوب بود ولی چند وقتی هست که دوستاش دارن عقد میکنن و میرن اونم میخواد عقد کنه البته نه بامن چون من شرایط ازدواجو ندارم هنوز تازه 20سالمه و فقط کار دانشجوویی میکنم وض خونوادم خوبه اونم فقط 6ماه ازم بزرگتره.حالا میخواد عقد کنه با کسی که شرایطش مطلوبه و واسه همین ازم جدا شده میگه قلبم با تویه اما عقلم میگه اون و میدونم خوشبختم می کنه.بچه ها خیلی دوستش دارم میگین چیکار کنم؟


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.