دوست عزیز
مشکلت اینه که با احساست چه کار کنی؟ شرایطت از من که بدتر نیست:
من الان 18 ساله که عاشق فردی هستم. 4سال اول تمام سعیمو کردم که این پسر که همسن من هم بود با من ارتباط برقرار کنه ولی از اونجایی که آدم مومنی بود حاضر نبود با دختری دوست بشه. فکرکن!! 4 سال دنبالش بودم! بعد از 4 سال پیغام و التماس و اصرار من بالاخره جوابمو داد و گفت که به هیچ وجه حاضر به دوستی با هیچ دختری نیست و گفت که برم دنبال زندگیم و فراموشش کنم. اون موقع من فکر میکردم دیگه امکان نداره بتونم کمرمو راست کنم چون همه امیدم از دست رفت و فهمیدم هرگز به دستش نخواهم آورد.
الان 18 سال از زمانی که عاشقش شدم میگذره و 14 ساله که نه دیدمش و نه ازش خبری دارم. ولی جالبه بدونی اندازه همون روز اول عاشقشم و همیییشه توی فکرشم و واسش میمیرم. با اینکه 14 ساله که ندیدمش! چون میدونم که منو هیچ وقت نخواهد پذیرفت دیگه مزاحمش نشدم و راحتش گذاشتم.
برادرم میخوام اینو بگم که با این عشق راسخی که من بهش دارم و با اینکه فکر میکردم دیگه هیچ وقت نمیتونم رنگ خوشی رو توی زندگی ببینم، ولی اینطور نشد.
من الان دارم زندگیمو میکنم و آدم خیلی موفقی هم هستم. با اینکه بار یه عشق 18 ساله رو دوشمه و با اینکه تنها آرزوم اینه که قبل از اینکه بمیرم بتونم یک بار دیگه، فقط یک بار دیگه ببینمش.
بنابراین عبرت بگیر دوست من!
اگه ازش جدا بشی، ته ته ته ماجرای تو میشه مثل من که سالها عاشقش بمونی و نتونی فراموشش کنی. ولی همونطور که من با اینکه به شدت عاشقشم ولی دارم زندگی عادیمو میکنم، مطمئن باش تو هم بدتر از من نخواهی شد. مطمئن باش





. با اینکه 14 ساله که ندیدمش! چون میدونم که منو هیچ وقت نخواهد پذیرفت دیگه مزاحمش نشدم و راحتش گذاشتم. 
. با اینکه بار یه عشق 18 ساله رو دوشمه و با اینکه تنها آرزوم اینه که قبل از اینکه بمیرم بتونم یک بار دیگه، فقط یک بار دیگه ببینمش. 


دانشجو هستم 20سالمه چند وقته که عاشق یکی شدم که اونم منو دوست داره
علاقه مندی ها (Bookmarks)