اینجوری که خیلی طولانی می شه بگیم اون دخمله که ... .تازه زشت م هست بگیم اون دخمله.اون دخمله اسم نداره؟
:D
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
اینجوری که خیلی طولانی می شه بگیم اون دخمله که ... .تازه زشت م هست بگیم اون دخمله.اون دخمله اسم نداره؟
:D
فرهنگ 27 (سه شنبه 23 اسفند 90)
تشکرشده 1,826 در 279 پست
كسي تو اين چند روز كه امتحان داشتم ، از من يادي نكرد ، تازه فكر كنم برام دعا نكرديد تا نمره بيارم ،
من با همتون قهرم
راستي بدون من حسابي آش رشته هم خورديد ، باشه ، كوه به كوه مي رسه ، آدم به آدم نمي رسه
مهاجر بي نشان (یکشنبه 21 اسفند 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
شما فرهنگ نباید بگی دخمله بگو..دختر..خانوم نمیدونم ای بابا یه دعا که انقد دنگ و فنگ نداره.
چرا اسم داره اما اسمشو اونی که باید بدونه میدونه شما اشاره کنید خودش میگیره منظورتون کیه.
(خدای گلم)
بهار.زندگی (یکشنبه 21 اسفند 90)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
سلام مهاجر جان
شما که سر قابلمه ی آش دستت بود حالا درس نخوندی و نمره نیاوردی انداختی گردن ما ................؟!!!!!!!!!
حاجی نداشتیماااااااااا
http://www.hamdardi.net/thread-19702-page-20.html
ani (سه شنبه 23 اسفند 90)
تشکرشده 1,958 در 415 پست
بهار 66جان اگه خودش ميگيره كه ديگه اصلا چه نيازيه بگيم اون دخمله .....
بعدم يادم رفت بگم آني جون چون خيلي وقته منو بغل نكردي و دچار كمبود محبت شدم لطفا پياز داغ آش منو زيادتر بريز بي زحمت تا اين عقده خود كمتر بيني من يه كمي جبران بشه .
جالبه من اصلا خواب نمي بينم يا اگه ببينم صد سال در ميون يه خواب مسخره مي بينم با كلي چيزاي بي ربط ولي ديشب جالبه خواب ديدم با بچه هاي تالار مهموني گرفتيم . يكي از اين مديراي تالار ( احتمالا آني بوده ) همش به ما ها دستور ميده اينو بيار اونو ببر . اينجا رو تي بكش اونجا رو تميز كن . صبح كه اومدم اين تاپيكو ديدم خندم گرفت نگو اينجا آش پزون بوده خبر نداشتيم .
والله من كه ديشب تو خواب خيلي كمك كردم . آني جان جبران كن اين محبتاي ديشب منو بي زحمت .
saboktakin (سه شنبه 23 اسفند 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
خوب شما هر چی دوست داری بگو...
اگه زیاد سوال خصوصی بپرسید مدیران تالار میان به جرم تجاوز به حریم خصوصی افراد باندتون میکننا.
تازه یکیشونو دستگیر کرده بودن....دیگه از ما گفتن بود
بهار.زندگی (یکشنبه 21 اسفند 90)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
مهاجر بینشان عزیز سلام
اتفاقا جات سبز بود ولی گفتیم مشغول کارای آخر سال هستی
بده گذاشتیم حسابی به کارات برسی؟
آش هم برات کنار گذاشتیم........بفرماااا
میبینی به یادت بودددددیم![]()
ویدا@ (یکشنبه 21 اسفند 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
سلام
مهاجر بی نشان عزیز خوبه شما اطلاع داده بودید که امتحان دارید و سراغتون رو نگرفتند منو چی می گی که این روزها وقت نکردم درست و حسابی بیام تالار کسی جزء گلنوش و پاییزان سراغم رو نگرفتند
گفتید چشمک کجاست ؟
ولی از هرچی هم بگذریم از آش آنی جونکه نمیشه گذشت ..آنی جونم چرا برای من آش نزاشتی کنار
الان دو روزه بوی آش حسابی پیچیده تو خونمون .....بگو آنی جون آش پخته باشه حالا که نبودم کمک کنم بپزید بزار کمک کنم که با هم بخوریمش
حالا که اینطوره م [size=large]دوتا کاسه آش می خوام اونم با پیاز داغ و نعناع داغ زیاد
[/size]
گوشت رو بیار آنی جونیه چیزی بهت بگم:
ولی یه کمک خوب براتون کردم آنی جون که هیشکی متوجه نشد
یکی یواشکی زیر اجاق رو زیاد کرده بود که آشت ته بگیره ولی من کمش کردم![]()
فکر کنم از بچه های خارج از تالار بود چون نشناختمش:311:
چشمک (دوشنبه 22 اسفند 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
بهار جون من که همش دعات کردم نبودم ولی یادت بودم تو که دعام نکردی؟
من برای مامانت هم دعا کردم
راستی ز اون آش به آنی جون گفتم دو تا کاسه می خوام
چون نبودم کمک کنم بپزه پس کمک می کنم که بخوریمش
انی جون قربون دستت من پیاز داغ رو بیشتر می خوام.....
چشمک (دوشنبه 22 اسفند 90)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
چشمک جان سلام
رسیدن بخیر........
انگار آش آنی عزیز باعث جمع شدن همه بچه ها شده
آنی جان عجب دست سبکی داری هر از گاهی از این آش ها بپز تا بچه ها دور هم جمع بشن
چشمک چون کمک نکردی یه کاسه سهمت میشه چونه نزن قربونش![]()
ویدا@ (دوشنبه 22 اسفند 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)