شایانا ممنونم از راهنمایییت
باور کنید می خوام برم ولی
نمی خوام بی گدار به اب بزنم
من تو خونه بمونم دق می کنم میشم اینه دق واسه مامانم
روزهای تعطیل روزایی که زود می رم خونه عوض اینکه به کارام برسم و واسه خودم تفریحی داشته باشم یا روی پایان نامه ام کار کنم میشینم ی گوشه اتاق به گذشته فکر میکنم
ولی وقت سر کارم انقدر کار هست که ی لحظه هم فرصت نمیکنم فکر و خیال کنم.
وقتی هم می رم خونه خسته ام دیگه انرژِی ندارم باز بشینم فکر کنم
از تو خونه موندن می ترسم می خوام از ی جا مطمئن شم بعدش بیام بیرون.