
نوشته اصلی توسط
خزان 1366
قبول دارم که من هم مقصر هستم ولی من خودم کارت حقوقم رو بهش ندادم یه روز رمزش رو ازم پرسید تفره رفتم گفت :خودخواهی وبا من یکی نیستی منم رمزشو گفتم روز بعد کارتم رو از توی کیفم برداشته بود و دیگه هم پس نداد می گفت برای زندگیمون خرج میکنه و من ادم ولخرجی هستم خلاصه کم کم اختلاف زیاد شد چون حاضر نبود برای من خرج کنه می گفت تو دوران عقد هستیم و بابات باید خرجیتو بده بارها خواستم یه حساب مخفی داشته باشم که از شانس بدم متوجه شد و متهمم کرد به دروغگویی
در مقابل تهدیداش هم اکثر اوقات سکوت کردم یه زمان هایی هم جواب دادم که به ناسزا منتهی شد به هر حال الان انتقاد اصلی شوهرم اینه که من تحقیرش کردم دروغگو هستم و کسی نبودم که اون فکر می کرده و از این حرفا
علاقه مندی ها (Bookmarks)