خوشجالم که رابطتون خوب شد.
فقط حواست باشه،افراط نکن!!! یعنی چی؟یعنی اینکه نه تو محبت افراط کن نه تو بی محبتی.شرط خوشبختی تعادله.من این روزا دارم به این نتیجه می رسم که زندگی مثل یه بازی استراتژیکه،تا حالا بازی کردی؟مثلاً توی یه بازی شهرسازی تو باید بدونی کی چی بسازی،پولت رو کجا هزینه کنی،نیروهات رو کجا بذاری،تمرکزت تو هر موقعیتی روی چی باشه و ...حالا ما هم باید زندگیمون رو بسازیم پس باید یاد بگیریم خوب بازی کنیم: الان تو باید تمرکزت رو بذاری روی جلب اعتماد همسرت و پیدا کردن رگ حوابش یا روی هر موضوع مهم دیگه ای که خودت میدونی. کم کم که بری خونه ی خودت،با درایتت هم میتونی جلوی دخالت های بیجا رو محترمانه بگیری هم به استقلال فکری همسرت کمک کنی. نگران هم نباش،پدر و مادر ها همیشه نگراننن که فرزندانشون اشتباه کنن،تو میتونی با داشتن یه زندگی خوب و آروم با همسرت اونها رو مطمئن کنی به انتخابت
اما یادت باشه: از خواسته های منطقی و درستت نگذر فقط زمان و راه مناسب رو برای مطرح کردنشون پیدا کن. اگر خانواده همسرت توهینی می کنن اولاً نیازی نیست به مادرت بگی که بعداً ازت شاکی بشه که چرا کوتاه میای،دوماً با خنده و رفتار خوب و مؤدبانه بهشون بگو که رنجیدی،البته نباید حساسشون کنی.بعدشم گاهی ما خودمون می فهمیم که منظوری از حرفشون ندارن،از روی بی فکری نه غرض، تو اینجور موارد گذشت خیلی حوبه.
و حرف آخرم: بدبینی آفت زندگیه اما زیادی خوشبین نباش!منطقی و متعادل باش
مطمئنم خوشبخت میشی عزیزم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)