سلام بالهای صداقت عزیزم که اینجا هم جوابمو دادی
میدونید تا یه حدودی من دارم اون زندگی و اتفاقاتشو تو خودم حل میکنم به حرفاتون هم خیلی فکر کردم و من باید یه جوری با خودم کنار بیام و حقیقت رو بپذیرم و دارم سعی میکنم.
بالهای صداقت من تو خوابگاه و به دور از خانواده ام و از هر لحاظ مشکل دارم واقعا دوست دارم یکی باشه دوسم داشته باشه و از تنهایی در بیام و بتونم یه زندگی تازه ای شروع کنم تا بتونم در کنارش کم کم شکستمو فراموش کنم ولی یه چیزم بگم من دوست ندارم بی فکر انتخاب کنم و تو زندگیم افسوس بخورم ولی نمیدونم چرا احساس میکنم اگه بمونم دیگه فرصت ازدواج نخواهم داشت و شاید همینطوری مجرد بمونم دوست دارم منم زندگی داشته باشم و دارم تحقیق میکنم ببینم که این شخص چجور ادمیه و اصلا میتونم باهاش زندگی کنم یا نه ولی هم میترسم و هم دوست دارم ازدواج کنم بالهای صداقت جونم تورو خدا تنهام نذار و کمکم کن من بجز اینجا حرفامو به کسی نمیگم .
نمیدونم چطوری باهاش حرف بزنم و نمیدونم چطوری با دخترش برای آشنایی بیشتر ارتباط برقرار کنم.
با تشکر فراوان:72:









علاقه مندی ها (Bookmarks)