دوست عزیز، من چند تا نکته به نظرم اومد که بگم:
1- رابطه مادر شما با همسرت خیلی مهمه اما نه مهمتر از رابطه شما با همسرت پس توی زندگیت مهم و مهمتر داشته باش و یه مساله ی مهمتر رو فدای مهم نکن. خوبه که سعی کنی رابطه مادر و همسرت رو اصلاح کنی اما نه به قیمت خراب شدن دید همسرت به تو یا دعوا و بحثتون با هم.درسته که پدر و مادر ها همیشه خیر فرزندانشون رو می خوان اما آدم هستن و گاهی اشتباه می کنن.مادر شما الان دارن اشتباه می کنن که به جای دعوت کردن شما به صبر برای جلب اعتماد همسرتون شما رو تحریک می کنن.حالا که اینقدر همسرت رو دوست داری نذار هیچ حرفی از زبان هیچ کسی باعث دلخوری و رنجش بین شما بشه.واقعیت ها رو ببین،مشورت بگیر اما تاثیر پذیری بی فکر نداشته باش
2- با حرف دوستان موافقم، شما باید خرید و سرویس رو می داشتی اما کوچک و ساده.اینجوری نه تو فداکاری زیادی کرده بودی و نه الان توقع زیادی از همسرت داشتی.البته من نمی گم توقع تو زیادیه.ببین تو می دونی که همسرت رو دوست داری و حاضری بخاطرش از همه چیز بگذری اما بدون که با وجود همه کم توقعی های تو خانواده همسرت و حتی همسرت هنوز این رو اونقدر که تو باور داری باور ندارن.پس حق دارن که نگران باشن اونم با وجود مهریه شما که نسبتاً بالاست و با این آمار طلاق و ناسازگاری بین زوج ها پس سعی کن کمی خودت رو جای اونها بذاری که توی دل شما نیستن
3-شما می گی که حاضری مهریه ات رو ببخشی و وکالتنامه بدی و...خوب عزیز من اگر وجه ضمانی می خوای برای آینده ات و خدای ناکرده زمان طلاق که مهریه ات هست، تازه جزو شروط ضمن عقد هم هست که نصف اموال بعد عقد مال شماست.اگر هم می خوای ببینی که همسرت چقدر به شما اعتماد داره که اولاً هنوز خیلی زوده بعد هم شما داری با این اصرار،چه به جا و چه بیجا، اعتماد اون رو از بین می بری.اگر می خوای ببینی حرف شما براش مهم تره یا حرف پدرش، خوب به این فکر کن که همسرت احتمالاً بیست و خورده ای سال با خانواده اش بوده و شما رو فقط یک سال و نیمه که میشناسه.ما خانمها خیلی زود همسرمون میشه اولویت اول زندگیمون اما در مورد همه ی آقایون این قصیه زمان بر و طولانیه و تا مدت ها اعتمادی رو که به خانوادشون دارن به همسرشون ندارن.این واسه ما خانم ها خوشایند نیست اما حقیقت داره و باید با درایت و حرف ها و اعمال سنجیده بهشون نشون بدیم که میتونن به ما هم اعتماد کنن.اگر هم بخاطر چشم و هم چشمی با جاریته که اصلاً خوب نیست.نذار بذر مقایسه و دهن بینی و خاله زنک بازی تو زندگیت پاشیده شه که زندگیت رو خراب می کنه.خودت و مهمتر ازون شوهرت رو با کسی مقایسه نکن
4- هرگز و هرگز و هرگز سعی نکن همسرت رو در شرایطی قرار بدی که بین حرف تو و حرف خانواده اش یکی رو انتخاب کنه چون دو سر بازنده ای.سعی نکن به همسرت ثابت کنی پدرش اشتباه میکنه چون خودت رو خراب کردی.حالا که رابطه ات با خانواده همسرت خوبه سعی کن همینجوری نگهش داری و حتی گاهی از تاثیر پدرشوهرت روی همسرت برای رسیدن به خواسته های خودت استفاده کنی.اینطور که گفتی به نظر میاد که همسرت کمی از پدرش حساب می بره،این موصوع خوشایند نیست اما راه برطرف کردنش تحت فشار قرار دادن همسرت نیست. وقتی مستقل شدید بهش کمک کن که کم کم رفتار جرات مدارانه رو یاد بگیره و نظراتش رو با احترام به خانواده اش بگه. الان نذار با تاکید بر این موضوع غرورش خرد بشه.تو میتونی اون رو مستقل و بااراده کنی اما به تدریج و با سیاست.
5-راه درست رو برای بیان خواسته های به جای خودت از همسرت پیدا کن.این رو فقط تو میتونی با توجه به خصوصیات همسرت پیدا کنی.
6-اگر مادرشوهرت با تو توهین آمیز برخورد میکرد،اون جوری که مادر شما با همسرت برخورد میکنه، و بهت نشون میداد از ازدواج شما ناراضیه، تو انتظار داشتی همسرت چه برخوردی کنه؟آیا دوست داشتی طرف مادرش رو بگیره و جلوی شما از اون دفاع کنه؟به جای دعوا با مادرت و بعد با همسرت! با همسرت مدارا کن و بهش بگو که بهش حق میدی از مادرت دلخور شه اما مادره و ....آرومش کن. به مادرت هم با آرامش بگو که رفتارهاش می تونه اثر بدی تو زندگی تو داشته باشه.
مطمئنم راه درست رو پبدا می کنی و خوشبخت میشی









علاقه مندی ها (Bookmarks)