به به چه تاپيكي ...محشره
مرسي فرشته مهربان كه ما رو به اين جاي خيلي خوب اوردي
منم يه الگوي جالب براتون دارم
ديدن ظاهر امر/برداشت شخصي/عدم موقعيت شناسي/عكس العمل نادرست
چند شب پيش شوهرم تا دير وقت سر كار بود منم رفته بودم خريد.وقت بركشت قرار شد بياد دنبالم.اول قرار بود من برم اونور خيابون ولي اون بخاطر اينكه من اذيت نشم اومد اين دست ايستاد تا من برسم.منم اونو نديدم.هر چي هم زنگ زد و بوق زد نفهميدم.تا اومد و اين ور بهم زنگ زد در حالي كه پيدا بود عصباني شده بهم گفت حواست كجاست معموله كجا رو نگاه ميكني؟منم چون خسته بود چيزي نگفتم.وقتي اومد پيشم ديدم دوستش تو ماشينه...كلي ناراحت شدم...با خودم گفتم چرا جلو دوستش سر من داد زد؟؟؟
ديگه هرچي تو ماشين اون باهام حرف زد من سرد جواب داد.وقتي د.ستش پياده شد بهش گفتم درسته خسته اي ولي درست نبو د جلو دوستت سر من دادبزني...اون گفت:مگه عقلم كمه.اومدم بيرون ماشين بهت زنگ زدم
من كلي از دست خودم ناراحت شدم.
اشتباه من:
1.قضاوت عجولانه
2.تعميم مشكل
حتي اگه اون اينكارو ميكرد من بايد ابرو داري ميكردم.هروقت به اين مرحله رسيدم كه تونستم با اينكه از دستش ناراحتم ابرو داري كنم ميشم يه همسر خوب.خدايا كمكم كن.
حالا اصلاح الگو
ديدن امر از نظر خودمان وبقيه/برداشت منطقي/ موقعيت شناسي/عكس العمل نادرست










پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)