عطریای عزیز ، هرکسی توی زندگی اش با سختی هایی همراه هست ، پس تو نیز از این قاعده مستثنا نیستی
این مشکلات و سختی های زندگی است که به شخصیت هر انسانی ارزش و معنا می دهد .... خودت شما ، چرا خواستی بیایم توی تاپیکت ، چون از جنگیدنم با مشکلات خوشت اومد .... پس شما هم می تونی با بالا بردن روحیه ات و ساختن خودت یک زن قوی از خودت بیافرینی که به دیگران کمک برسونی .. این جوهره در وجودت هست ، مطمئنم
گذشته هرچه که بوده ، گذشته است ... خودت را بابت آن سرزنش نکن ، به هرحال مگر شما چند سالت بوده و یا چقدر تجربه داشته ای ؟ تو هم یک دختر بودی مثل بقیه دخترها ، کم تجربه و از روی ناآگاهی اشتباهاتی هم داشته ای ، همسرت سابقت هم چه خوب و چه بد ، به هرحال قسمتی از گذشته شما رو تشکیل میده ، پس برای ساختن آینده ی بهتر باید تلاش کنی که این گذشته رو ولو دردناک و سخت بپذیری ....
اما پذیرش به این معنی نیست که رفتار نادرست و غلط خود و دیگری را درست بدانیم و یا به آن رفتارها بها بدهیم و یا مدام توی ذهنمون مرورشون کنیم ، بلکه یعنی همون طور که پذیرفته ایم آتش خاصیت سوزانندگی دارد و آسمان آبی است ، اون گذشته هم بخشی از وجود ما هست ... فرض کن شخصی چشمش خیلی ریز باشد و بینی اش خیلی بزرگ ، شاید از نظر دیگران و یا حتی خودش ( به نادرست) زیبا نباشد ، اما اون شخص که نمی گه من میرم چشمهایم را در می آورم می اندازم دور و یا اینکه دماغم را می شکنم .... درصدد می شود مثلا بینی اش را عمل کند و ....در کل می خواهم بگویم اون شخص ابتدا می پذیرد که چشم ها و بینی اش به این شکل هست و بعد درصدد بهتر کردن آنها بر می خیزد .... در مورد زندگی هم همین طور هست ( نکته مهم : وقتی خودمون رو دوست داشته باشیم و به خودمون افتخار کنیم ، خود را همین گونه که هستیم می پذیریم و درصدد اصولی زیستن گام بر می داریم )
پس همین جا بپذیرش را یاد بگیر
==========
پاسخ شما رو خوندم ، هنوز هم قانع نشده ام چرا خودت را شکست خورده می دونی ؟
نوشته اصلی توسط عطریا










علاقه مندی ها (Bookmarks)