RE: به دنبال ثبات و آرامش
اقلیماجون به نظر من اولا چون شما تا حالا شاید رفتار جرات مندانه ای نداشتی اما حالا با رعایت احترام و با توجه به اینکه خود شوهرتم بهت گفته اگه از چیزی ناراحت شدی خودت باهاشون درمیون بذار، درخواستتو به مادر شوهرت گفتی برعکس قبلا و
ثانیا به دلیل حساسیت و علاقه همسرت به مادرش و حتی به شما که اصلا دوست نداره مامانشون دلگیر شن به خصوص از شما و دوست دارن رابطه شما و مامانشون عالی باشه،
طبیعی بود که همسرتون ناراحت شن.
اگه یادت باشه خود آقای sci هم گفته بودن وقتی طرز برخوردتون عوض شه ممکنه اون اوایل اطرافیان ناراحت بشن اما بعد از چند وقت عادت میکنن، و البته این موضوع که ما مسئول شادی دیگران نیستیم رو هم گفته بودن.یادته؟
و اما رفتار شما، به نظر من باید با شوهرت منطقی صحبت میکردی و ازش میخواستی که اجازه بده مدیریت رابطه شما و مادرشونو به عهده خود شما بذاره،چون شما دو تا خانوم هستید و بهتر همو میفهمید،بهش اطمینان میدادید که نگران ناراحت شدن مادرشون نباشند خود شما کاملا حواستون به این موضوع هست.بهش اطمینان خاطر میدادید که اصلا و به هیچ وجه نمیخواین رابطتونو به هم بریزید و قصدتون محکم کردن رابطتون بوده. همین.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)