RE: به دنبال ثبات و آرامش
سلام بهار عزیز
ممنون بابت راهنمایی هات
راستش من هیچ وقت همسرمو جلوی جمع زیر سوال نبردم و نمی برم جز اون مورد که اونم تقصیر خودش بود وگرنه اصلا اینکارو نمی کردم و نمی کنم
آره حق با توئه ما تعادل نداریم تو زندگیمون یا اینقدر خوبیم که همه فکر می کنند الان چه خبره یا اینقدر بدیم که.....
می دونید دلیلش اینه که وقتی با هم خوبیم نه من و نه اون جرات نمی کنیم در مورد مشکلاتمون باهم حرف بزنیم و مشکلات حل نشده باقی می مونه
ولی اینکه همسرم رابطه اش با مادرش خوبه جزئیش بر می گرده به بلدیه مادرش در جذب آدما و جزئیشم بر می گرده به اینکه تو خانواده شون در مورد احترام و رسیدگی به پدر و مادر خیلی خیلی زیاد هم با همسرم هم با خواهرش حرف می زنند (پدرش هردفعه میریم اونجا یه سخنرانی کامل در این زمینه میکنه)طوری که یه بار باباش برگشت گفت جلوی من که زن رو میشه دوباره پیدا کرد ولی پدر و مادر رو نه!!
در حالیکه رابطه ی مادرش با پدرش اصلا خوب نیست و سالهاست که حتی اتاقاشون هم از هم جداست و همه اینا یه تعلیم بزرگه برای همسر من!!
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)