RE: به دنبال ثبات و آرامش
خانم ani حق با شماست من محبت رو فقط اونجوري مي دونم كه دلم مي خواد
خانم ani يه سوال خواهش مي كنم بهم راهكار بديد
من مي دونم احساساتم خيلي غير منطقي و نادرست پيش مي اد
مي دونم سر موضوع مسخره اي دعوا راه انداختم
خودم هم از دست خودم ناراحتم كه چرا احساسات بدم رو نمي تونم كنترل كنم
كه چرا رابطه ي خوبي كه شروع كرده بودم و منجر شده بود كه همسرم خيلي خيلي خوب بشه رو دوباره خراب كنم
چه طوري احساسات بدي رو كه گاهي يه دفعه بهم هجوم مياره رو كنترل كنم
در حاليكه كه همسر من اگه آروم باهاش حرف بزني خيلي خيلي خوب به حرفام گوش ميده
من زود عصباني ميشمو و كنترل خودم و اوضاع از دستم خارج ميشه
به خصوص اينجور وقتا كه اين حس بد رغيب بودن مادر شوهرم تو من تحريك ميشه احساس مي كنم محبت هايي كه همسرم به من بايد بكنه رو ازم دزديه و اينجور وقتا فقط از همسرم كينه به دل ميگيرم
باورتون شايد نشه ولي پريشب همش حرفاي شما رو تو ذهنم مرور مي كردم ولي بازم نتونستم حرف نزنم و منجر به دعوا شد ولي خوبيش اين بود كه خودمو تونستم بهتر كنترل كنم
هر دفعه ميريم خونه پدر و مادر همسرم همين وضعه
بهم بگيد چي كار كنم
حداقل زود عصباني شدنمو كنار بذارم
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)