محتاج عشق عزیز
به همدری خوش آمدی
درکت می کنم . گاهی آدم وقتی رویاهایی که برای خودش و زندگی مشترک داشته تحقق نیافته می بینه ، سختش میشه .
اصلاً میدونی چیه ، همش تقصیر این رویاهای عاشقانه و اون مرد رویاها هست که نمیذاره ما زندگیمونو بکنیم ، آخه همش اون میاد جلوی چشممون و می بینیم این اونی که می خواستیم نیست و ....
محتاج عشق گلم ، این دو سطر را ظاهراً به زبان مطایبه برات گفتم ، اما واقعیتی است که مخل این زندگیهاست .
لینکهایی که برات میزارم رو دقیق بخون ، بعدش با هم صحبت می کنیم تا بهترین عملکرد را در این شرایط در پیش بگیری .
البته اولین گام را همینجا و قبل از مطالعه لینکها بهت می گم و بعد از مطالعه ، بقیه گامها را .
گام اول :
پذیرش ......
یعنی به خودت بگو همینی که هست ، من باید ببینم که با این شرایط با همین شوهر و با این ویژگیهاش چه کار می توانم بکنم که از زندگی باهاش لذت ببرم ، آرام باشم و احساس رضایت کنم . باید ببینم اصلاً این شدنیه ، و اگر شدنیه چطوری ؟ در این صورت ، اول تمام آنچه هست را از نظر می گذرانی ، به خودت می قبولانی ، و می پذیری ، وقتی پذیرفتی ، سئوال اولت را دنبال کن ، اونم اینه که ، آیا با همین شرایط می توان از زندگی لذت برد ؟ و اول دنبال جواب این خواهی رفت ، و بعدش سئوال بعدی و .....
اصلاً می دونی چیه خانمی ؟ لینکها رو الآن بهت نمیدم بخونی . اول این پذیرشه رو ایجا کن و دروناً و کاملا ًآماده ، به این سئوال برس تا بعد .....
پاورقی
======
ببین عزیز من زود و ذهنی نگو پذیرفتم و حالا سئوال ، خوب فکر کن ،سنگهاتو همه جانبه وا بکن ، و کاملاً به پذیرش همسرت همینجوری که هست و تمایل به ادامه زندگی برس بعد بیا دنبال جواب سئوال ، وقتی به سئوال رسیدی اول خودت خوب در بارش فکر کن ببین جواب خودت چیه ( من جواب خودت به این سئوال را هم لازم دارم )
.








تا به پذیرش برسی




علاقه مندی ها (Bookmarks)