[/color]
نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
[color=#0000CD]چرا این همه ذلت نشون می دهی .

عجبا !!!!

ایشون از رابطه شما آزرده شده ، و قصدش از ازدواج را به هم زده . فرشته مهربان عزیز باور کنید اینطوری نیست. در ظاهر میگه که ازدواج نمیکنه ولی میدونم که میکنه.
یعنی ایشون رابطه با پسری رو برای تو نمی پسندیده . اما حالا خودش با وقاحت تمام اعلام می کند باهات ازدواج نمی کند ولی دوست پسرت میمونه . این یعنی چه ؟
یعنی هیچ ارزشی برای تو قائل نبوده و نیست . بهانه خوبی هم دستش اومده .
ببینید اون میگه که من نمیتونم باهات نباشم. یعنی میگه تحمل ندارم ازت دور باشم ولی از طرفی باهات نمیتونم ازدواج کنم . ولی چند روز که میگذره میگه ازدواج میکنم. میگه من میدونم تو ذاتت این نیست.

اگر اینقدر مهمه براش ، پس مطئناً همینکه شما با خودش رابطه برقرار کردی برای ازدواج مناسب ندیده تو را ، اون همه توهین و تحکم و تحقیر هم برای راندنت بوده و با این حرفهای آخر بهانه افتاده دستش . نه نه باور کنید اینطوری نیست. به خدا من نمیخوام روی حرفم الکل پافشاری کنم . ولی چون میدونم واقعا اینطوری نیست، میخوام که شما هم بدونید. اون اصلا نمیخواد منو از خودش برونه. من صادقانه بهش گفتم وقتی باهات بودم از پسر دیگه مثل پسرعموم هم خوشم اومده. گفتم خیلی بچه بودیم با هم دوست شدیم. شاید اگه بزرگتر بودیم من دیگه تو رابطمون این اشتباهات رو نمیکردم. اونم گفت اگه از پسرعموت خوشت میاد برو با همون ازدواج کن. گفت تو نمیتونی با من باشی چون دلت با اونه . منم گفتم نه اعتراف میکنم که تو رو با اون مقایسه کردم ولی میخوام با تو ازدواج کنم. الانم میگه من با کسی جز تو نمیتونم ازدواج کنم.

بیرون بیا از این رابطه . عزت نفست رو دریاب . لینکهایی که در پستهای قبل گفتم را دوباره بخون ، عمیق بخون .

از تاپیک زیر هم درس بگیر . با اینکه این آقا پسر و دختر خانم هم را ندیده و وعده ازدواج هم جدی بوده ، و دختر هم مثل شما این همه ذلت نشون نداده ، اما وقتی همه توصیه کردند به قطع رابطه ، محکم ایستاد و عمل کرد و حتی جواب پیامک های طرف رو هم نمیده و داره با سختی قطع وابستگی مبارزه می کنه . پس تئوری نیست عزیزم . نمونه های زیادی داریم که گوش به راهنمائیها داده و بعدش چقدر خوشحال شدند . شما چند نمونه را توی این تالار خوندی و فایده نداشته که میگی تئوری هست و نمیشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟.
من برای خودم میگم تئوری هست چون این قضیه برای من مقدور نیست. من خیلی چیزها رو نمیتونم اینجا بیان کنم. گفتم تئوری هست چون الان اون شرایط ازدواج رو نداره. بخواد هم نمیتونه بیاد. به خدا همه تلاشش رو داره میکنه ولی هنوز درسش تموم نشده. اگر هم قطع رابطه کنم اون الان شرایطش رو نداره که بیاد خواستگاری.



[color=#4B0082] خواهش میکنم کمی قضیه رو از دیدگاه اون درنظر بگیرید. مطمئنم اگه اون می اومد و اینجا همین قضایا رو از زبون خودش تعریف میکرد، همه بهش میگفتن همچین دختری مناسب ازدواج نیست. میگفتن نمیتونی دیگه بهش اطمینان کنی. باور کنید همه همینو میگفتند. شما اینطوری هم به قضیه نگاه کنید که من گذشته خوبی نداشتم، طی رابطه هم به اون نامردی و خیانت کردم.
ممنونم ازتون

.

نقل قول نوشته اصلی توسط یک زن امیدوار
نگین جان...
میدونم خیلی ناراحتی...میدونم چه حس بدی داری،میفهمم وقتی همه ی ارزوهای آدم خراب میشه چه کوه سنگینی روی دلت جا خوش میکنه... من همه ی ناراحتیم و غصه م از کارهایی هست که خودم کردم.
اما دوست خوب من...از نگاه من که یک نفر سومم ایشون شما رو از اول هم برای ازدواج نمیخواست... باور کنید اینطوری نیست. اون منو برای ازدواج میخواد ولی الان آزرده است. ناراحته. این حرفاش هم از روی ناراحتی هست.اما این قدر شما ضعف نشون دادی و رفتی سمتش و به هر سازش رقصیدی که الان حتی خودشو محق میدونه که برات تعیین تکلیف کنه!من دیگه تو رو برای ازدواج نمیخوام!!اونم فقط چون به یه نفر دیگه فکر میکردی!!!!! اینم شد دلیل؟؟
با یک نفر باشی ولی از کس دیگه هم خوشت بیاد، این دلیل کمی هست ؟
عزیز دلم...نمیدونم چقدر با خوندن نوشته هات ناراحت شدم.چقدر دلم سوخت...به خدا تو حیفی،تو خیلی پاکی خیلی روح لطیفی داره چرا اجازه میدی به خاطر طرز فکر غلط این آقا این قدر زجر بکشی؟این قدر احساس گناه کنی؟
من اصلا نمیخوام اینقدر ترحم برانگیز باشم که شما گریه تون بگیره به حال بد من دوست خوبم . من روحم دیگه پاک نیست. دیگه خودم نیستم.
رابطه ای که همه اش سرشار از ترس خواسته نشدن باش به چه دردی میخوره؟
نگین این قدر دلم سوخته یواش یواش داره گریه ام میگیره!! آخه چرا به خودت فکر نمیکنی؟به گوهر پاکی که خدا در درونت قرار داده!تو لایق یک عشق پاکی نه لایق این همه احساس گناه...
من دیگه عشق نمیخوام به خدا. دوست دارم برم دوران کودکیم . به همون اندازه فکرم راحت و آزاد باشه . این آرزومه.
به خودت بیا ...دیگه ادامه نده...دیگه فریب این بازیها رو نخور.نزار کسی برات ارزش تعیین کنه!نزار کسی احساس گناه در تو به وجود بیاره!خدا با همه خداییش این جور آدمو بازخواست نمیکنه !
احساس میکنم خدا منو به خاطر بدیهایی که در حق بنده ش کردم نمیبخشه . دیگه دارم دیوونه میشم واقعا.