سلام به دوستاي خوبم كه بخاطر مهم ترين هدف زندگيشون يعني بهبود روابط با همسر اينهمه وقت و انرژي ميذارن.
مهم ترين وبزرگترين درخواست نابجا كه همه ما خانوما داريم اينه:
در خواست تغيير رفتار و اخلاق يه شبه بعد از سي سال اونم فقط بخاطر ما
چون من دوست ندارم اونجا نريم ولي اينجا بريم.
چون من مي خوام اينو بخريم .چون من گفتم بايد گوش مي دادي...چون من ميگم پس حتما درسته...
يه لحظه بايستيم بچه ها...پس شعور شوهرامون چي ميشه؟قبل از ما چكار مي كردن كه حالا ما نماينده تام الختيار كميته اصلاح شديم و كوتاه هم نميايم؟
پس قبل ما چرا خونواده هاشون همين جوري با همين اخلاقا دوسشون داشتن؟قبل ما چرا هيشكي ازشون انتقاد نكرد؟چون همين جوري خيلي هم خوب بودن.ما اينجوري هستيم.اولش بدي هاشو نمي بينيم ولي امان از بعدش ميشيم ناظم تركه به دست و با قهر و انتقاد و ادا مي افتيم به جون طرفمون و انتظارم داريم توجه كنه اخه ما زنشونيم!!!مهم ترين ادم زندگيشون!!!
خداييش انصافا تا حالا دقت كردين ما چقدر اونا رو تاييد مي كنيم و اونا چقدر ما رو؟
ما چقدر مستقيم و غير مستقيم انتقاد مي كنيم و اونا چقدر؟چرا وقتي از مهموني برميكرديم اول ادا هاي ماست كه چرا محلم ندادي اينجوري گفتي اونجوري كردي پس ما چي؟ما همه كارمون درست بوده و هيچ ايرادي نداشتيم خداييش چقدر به فاميلش تيكه ميندازيم اونم دوستشون داره ولي هيچي نمي گه؟بابا مامان ما خوبن فقط بابا مامان اونن كه دخالت مي كنن و بدن؟
ما خانوما گاهي اينقدر به فكر اصلاح و بهبود رفتار طرفمون مي شيم كه اصلاح خودمون يادمون ميره.گاهي اونقدر به فكر مسئوليت هاي ديگرانيم كه مسئوليت خودمون يادمون ميره.چطور اون وظيفشه نفقه بده و پول نگيره از من ولي من وظيفه م نيست كه هميشه غذاي گرم و تازه اماده كنم؟چطور اون وظيفشه منو ببره ددر بچرخونه ولي من وظيفه م نيست لباساشو بشورم و اطو كنم؟اون وظيفشه بخاطر من رابطه شو با عزيزترين كساش قطع كنه ولي من وظيفه ندارم رفتارمو با مادرش بهتر كنم؟









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)