شمیم جان
از هم اکنون زندگی مشترک و رابطه را با همسرت را صفر کن و از ابتدا آغاز کن ، آغازی دیگر .
کسی چه می داند ، گاه از دست رفتن خوبان زندگی ما می تواند سرمایه زندگی ما بشود اگر بهره بگیریم . بنگریم که این عمر هرچقدر هم طولانی باشد باز هم چند صباحی بیش نخواهد بود ، مدتی که گذشته و رفته شاهد مدعاست ، آیا هیچ باور می کنی سالها تا کنون زیسته ای ، یا تصور می کنی چقدر زود گذشته و به این سن رسیده ای ؟! بدان که بقیه اش نیز به همین سرعت می گذرد . تازه از کجا معلوم که کی وقت رفتن ما از این سرا به سرای باقی باشد .
پس سکون یا حرکت ناموزن در زندگی زیبنده مای اشرف مخلوقات نیست ، بی تفاوتی سکون است و عدم مدارا و سازش و مهرورزی فقط به خاطر خواسته های بیجا یا رویه و رفتا و روحیه های نابجا ، حرکت ناموزون منحنی زندگیست . دریابیم تا در و گوهر شادمانی و آرامش و مفید بودن را بیابیم . و این با محتوایی دیدن ممکن می شود و ....
ساحل افتاد گفت ، گرجه بسی زیستم
هیچ نه معلوم شد ، آه که من کیستم
موج ز خود رسته ای ، تیز خرامید و گفت
هستم اگر می روم ، گر نروم نیستم
سکون و بی تفاوتی برما نشاید ....... مگر نه شمیم بهاری عزیزم ؟؟
بهاری باش ، و فصل رویش گلهای خوشبوی محبت را در زندگیت آغاز کن . تجربه محبتهای فداکارانه و بی منت و بدون چشمداشت به مادرشوهرت تجربه گرانبهاییست ، چون احساس رضایت در رابطه با او را بهت بخشیده ، نمی خواهی این را در رابطه با شوهرت هم تجربه کنی عزیز دل فرشته ؟
تو می توانی و حیفه اگر نخواهی و چنین نکنی .
مراتب تسلیتم را در لینک زیر پذیرا باش
http://www.hamdardi.net/thread-18445-post-193678.html#pid193678
.
.








علاقه مندی ها (Bookmarks)