RE: مجبور شدم بچمو سقط کنم
سلام افسون جان
من مطالبت رو دقیق خوندم.
با تمام احترامی که برای همه بچه های تالار قائل هستم ولی باید چند تا نکته رو ذکر کنم
اینکه یکی از دوستان گفت بود بگو که قبول داری اشتباه کردی و.....من اصلا قبول ندارم.مگه شما تنهایی در این کار سهیم بودی.اتفاقا اگر بخوای منصفانه به این موضوع نگاه کنی این همسرت بوده که به علت رعایت نکردن یک سری مسائل باعث بارداری ناخواسته شده بود.
جایی دیگه یکی از دوستان نوشته بود از اینکه شیر بدم به فرزندم چندشم میشه.من برای این دوست خوبم ثواب این کار رو میگم.هر بار میک زدن نوزاد به سینه مادر حکم آزاد کردن هزاران بنده و اسیر رو داره و برای هر لحظه اش ثوابای غیر قابل وصف و توصیف برای مادر نوشته میشه.مثل هزاران حج و...
افسون عزیز
به نظرم رو این مسئله پافشاری نکن.ولی اینو بدون اگر دوباره ناخواسته باردار بشی همین مشکلات رو دورباره تجربه خواهی کرد.
ضمنا دوست خوبم.تحت هیچ شرایطی نمیبایست بچه رو سقط میکردی.چون بهش دیه تعلق میگیره حتی اگر زیر 4 ماه باشه.
در روایتی امده بچه ای که به ناحق سقط شده و یا کشته شده در قیامت جلو پدر و مادرش رو میگیره و ازشو ن علت کشتنش رو میپرسه.
اما حالا کاریه که شده.فعلا گیر نده به این موضوع.چون از حرفات میفهمم که داری بیش از حد گیر میدی.که این رفتار دقیقا نتیجه عکس میده.
بعد از 8 سال زندگی حتما رگ خواب همسرترو به دست آوردی.
شاید اگر تمرکز خودت رو بذاری رو تربیت و رسیدگی مناسب به همسرت و فرزندت و این وظایف رو به خوبی اجرا کنی همسرت هم نرم بشه.
البته چیزی نیست که یک ماهه دو ماهه بشه . شاید به دو 3 سالی زمان نیاز داشته باشه
ببین افسون جون ایا بعد از زایمان اولت از همسرت فاصله گرفتی؟
یا بیش از حد به خاطر دخترت تحت فشار نذاشتیش...چه از لحاظ مالی...نزدیکی و رابطه و ......
آیا از اون خانوما نبودی که زیادی خودشون رو برای همسرشون لوس میکردن؟
موفق باشی خانومی
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)