به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور با خواستگارم برخورد کنم ( کمک فوری می خوام)


    سلام دوستان

    مرسی از توجهتون . حق با شماست شوکا و بهار66 عزیز .

    اول خلاصه تاپیکم : 7 سال پیش با آقایی توی دانشگاه آشنا شدم به قصد ازدواج . 2 سال بعدش که دیدم هنوز پیگیر قضیه هست باهاش صحبت کردم و بیشتر آشنا شدیم . چون هنوز موقعیت ازدواج نداشت ( منم همینطور ) زیاد بهش گیر ندادم بیاد خواستگاری ولی تاکید کردم رضایت خونواده ها خیلی واسم مهمه . البته از ابتدای قضیه ( حتی موقعی که باهاش رابطه نداشتم ) به خونواده خودم گفته بودم که همچین کسی بهم پیشنهاد ازدواج داده و تاکید کردم ایشون هم با خونوادش صحبت کنه . ایشون هم صحبت کرده بود و بعد مادرش به بهونه خواستگاری تلفن گرفته بود ، اما وقتی زنگ زد جور دیگه برخورد کرد و مخالفتشو با بهونه ی کار وسربازی اعلام کرد .

    خلاصه از یکسال پیش قضیه خواستگاری دوباره جدی شد و واسه خواستگاری تماس گرفتند و مامانمو راضی کردند که بیان خونمون . وقتی اومدند همه چی خوب بود و خوششون اومده بود . ولی بعدش تماس گرفتند و گفتند پدرش مخالفه و دست از سر پسرشون بردارم چون قسمت هم نیستیم ، و بیشتر روی ازدواج فامیلی تاکید کردند و گفتند دوست دارند کسی باشه که خوب بشناسندش .منم قطع رابطه کردم وقتی آقا بیخیال نشد ، مامانش خودشو به مریضی زد و کلی دروغ و تهمت ( پشت سرم ) زده بود و گفته بود که تحقیق کرده اینا رو فهمیده . پسرشون بدجور بهم ریخت و گفت اینا خیلی اذیتت میکنند از هم جدا شیم بهتره . و من موندم و یه دنیا ناراحتی .

    بهار جون ممنون . من با ایشون رابطه ندارم ولی فکر میکنم با لجبازی سعی کرده راضیشون کنه . آخه مشکل اینجاست که من نمی تونم مثل خواستگار جدید ببینمش
    یعنی دست خودم نیست عصبانیم ازش . اگه قرار باشه فردا توی زندگی مشکلی پیش بیاد و اون ولم کنه که بره مشکلو حل کنه که نمیشه ( منم آدمم .)

    یکم از خونوادش می ترسم دیگه ( هیجانم واسه اینه ) ، خیلی اذیتم کردند . نگرانم .

    شیوه درست این ابراز ناراحتی رو میخوام بدونم ، جوری که کسی رو ناراحت نکنم .

  2. 4 کاربر از پست مفید matin_alone تشکرکرده اند .

    matin_alone (چهارشنبه 19 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.