لیلا جان به سوالاتت صرفا بر اساس تجربه اخیر خودم جواب می دم. امیدوارم بتونه بهت کمک کنه.
نوشته اصلی توسط ليلا موفق
1- مهدي فوق العاده آدم گرميه اين موضوع طي بارداري گذشته من باعث مي شد كه من بيشتر اوقات لكه بيني داشته باشم و هر وقت به دكتر مراجعه مي كردم دكتر مي گفت موضوع مهمي نيست و به خاطر اون موضوعه ..................
ولي من به خاطر اين لكه بيني ها به لحاظ روحي خيلي آسيب مي ديدم و همش احساس مي كردم سلامتي جنين ام در خطره. اين موضوع واقعا برام عذاب آور بود. در ضمن بعد از بچه دار شدن من ديگه وقت و فضاي لازم را هم مثل سابق براي مهدي جونم ندارم و نمي تونم مثل سابق راضي اش كنم.
دوران بارداری من هم از این حیث چندان جالب نبود و من هم بشدت تحت فشار روحی بودم. اون زمان یه تاپیک باز کردم که شاید خوندنش کمکی برات باشه.
http://www.hamdardi.net/thread-16404.html
اما اگه هردو باهم اطلاعاتتون رو بالا ببرید، می تونید این دوران رو مدیریت کنید.
2. شنيدم كه بچه خيلي وقت مادر را مي گيره مي ترسم ديگه نتونم مثل سابق به خودم برسم. مثلا هر روز دوش بگيرم و به سر و وضعم برسم. خوب احساس مي كنم اين موضوع هم خيلي روي رابطه مون اثر مي گذاره.
درسته که بچه خیلی وقت رو می گیره اما تمام وقت رو نه. بالاخره زمانهایی هست که بچه خوابه و اون موقع می تونی به خودت برسی. باید کمی صبور باشی. کم کم دستت میاد که کارهات رو چطور انجام بدی. مثلا امروز من بچه ام رو بدون کمک پدرش در حالیکه خودم خونه تنها بودم، بردم حموم و خودم هم حموم کردم و ناهارم رو هم بار گذاشتم.
امتحاناتم رو با وجود بچه پشت سر گذاشتم. همه اینها یعنی میشه برای خودت هم وقت بذاری.
3. وقتي نمي تونم ظايف ام را خوب انجام بدم فوق العاده عصبي و آسيب پذير مي شم و ديگه نمي تونم مثل سابق يك آدم معقول، منطقي و آروم و مهربون باشم. و مسلما اين رابطه مون را خيلي خراب مي كنه.
یه مادر باید صبور باشه.
4. مسلما نمي تونم مثل سابق به اوضاع خونه، غذا و همسرم رسيدگي كنم.
با همسرت صحبت کن و ازش کمک بخواه. مطمئنا اون هم توقعاتش رو میاره پایین. وقتی در عوض زیاد شدن مشغله های کاری شما، توقعات همسرت بیاد پایین مطمئنا هیچ مشکلی پیش نمی یاد.
تو پاسخ سوال 2 گفتم که در کل میشه به کارها رسیدگی کرد. شاید بیرون رفتن محدود بشه. چون اصلا نمیشه بچه رو تنها گذاشت و در مواقع عدم حضور مادر، حتما باید یکی کنارش باشه.
سعی کن از حالا تو همه چی همسرت رو مشارکت بدی و هردو از لحاظ روحی برای اون زمان آماده بشین.
بهت توصیه می کنم در این موارد کتاب زیاد بخونی و با همسرت هم تبادل اطلاعات کنی.
5. مي ترسم چاق بشم و ..................
اینهم چاره داره. من تو دوران بارداری 18 کیلو اضافه وزن داشتم. الان فقط 6 کیلو شده. البته من اکثر مواقع شام نمی خورم.
ولی متاسفانه پیاده روی نمی کنم! برای ورزش هم هنوز دکترم مجاز نمی دونه.
باید سعی کنی بعد زایمان خوب بخوری ولی زیاد نخوری و پیاده روی و ورزش با دستور دکترت رو فراموش نکنی.














علاقه مندی ها (Bookmarks)