سلام
بنا براظهار خود شما خواهرشوهرهاي شما هر دو مجرد 44و 46 ساله هستند . مشخص است كه زندگي براي دختر مجرد بدون كار وتحصيلات و مادري بيمار بسيار سخت است و اگر رفتار نامناسبي دارند بدليل مشكلات شخصيشان است . وقتي ريشه رفتار بد ديگران را بداني بهتر مي تواني تحمل كني . در حال حاضر هم كه با آنها ارتباطي نداري نبايد اينقدر نگران باشي . شوهرت در دل خود به تو حق مي دهد و گرنه مي توانست مجبورت كند رفت و آمدت را ادامه دهي ، همين كه اجازه داده تا تو به ميل خودت قطع رابطه كني نشان مي دهد كه خيلي خوب دركت مي كند ولي اگر مستقيماً بخواهد از تو طرفداري كند مطمئن باش وضع بدتر مي شود او هم شرايط سختي را تحمل مي كند از طرفي ناراحتي تو عذابش مي دهد از طرفي مسئوليت سنگين مادر وخواهران را بعهده دارد .
تو هيچوقت شرايطي مثل آنها نداشتي و مشكلشان را حس نمي كني .
اگر در خانواده اي دختر يا پسر مجردي هست كه امكان ازدواج برايشان ميسر نيست خواهر وبرادران و همسران آنها بايد خيلي مراقب رفتار و حركات خودشان باشند و رعايت حال آنها را نمايند .
سعي كن ديدت را به آنها تغيير دهي و بجاي اينكه به رفتار بد و احياناً حسادتشان توجه كني به اين فكر كني كه آنها چقدر تنها و رنجيده و دلشكسته هستند و بعنوان يك انسان بايد به آنها كمك كني نه دفاع كن نه عقب نشيني .
اتفاقاً بايد به آنها مهرباني كني ممكن است ابتدا نپذيرند و خلوص نيتت را باور نكنند ولي بعد از مدتي به آنها ثابت مي شود كه تو واقعاً دوستشان داري و آنها كم كم نرم مي شوند . مطمئن باش كه خودت هم به آرامش و رضايت قلبي مي رسي .
زندگي آنقدر كوتاه است كه ارزش اين همه جنگ و دلخوري را ندارد . به خاطر آرامش خودت هم كه شده آنها را از ته دل ببخش و با خودت هر روز تكرار كن : من آنها را دوست دارم آنها نيز مرا دوست دارند .
موفق باشيد .








علاقه مندی ها (Bookmarks)