سلام نواز جان مطمئنم که حرف خود کشی از روی عصبانیت بوده است برای بهتر شدن وضعیت بهتر است خود را جای خواهر شوهر خود بگذارید آنها بااین وجودکه از شما بزرگتر هستند هنوز ازدواج نکرده اند ومطمئنا این باعث رنج آنها میشود ویا به عبارتی احساس می کنند که در مقابل تو سر شکسته هستند هرچند شاید به ظاهر اینگونه نباشندواین باعث حسادت زنانه آنها میشود ودست به رفتارهای غیر قابل قبول می زنند از طرف دیگر بیماری مادر نیز مزید بر علت است وانها در این شرایط نیاز بیشتری به حمایت برادر دارند حال شما چه می توانید بکنید امیدوارم از من عصبانی نشوی ازاینکه به نفع آنها صحبت کرده امتنها هدف من این است که روی دیگر سکه را به تو نشان دهم در مورد همسرت هم نمی توان این رفتار او را دلیل ب بی اهمیتی به شما دانست مطمئن باش او هم در شرایط سختی است از یک طرف شما واز طرف دیگر حمایت مادر وخواهرانش اگر شما در شرایط او بودید چه می کردید؟پس مراقب باشیدکه باعث نشوید او مجبور به انتخاب شود حالا بعدازاین همه سخنرانی به نظر من با چند راه ساده می توانید بهترین زندگی داشته باشی
1.اول از همه خانواده شوهرت را به خانه دعوت کنی به تو قول می دهم که این کوتاه آمدن در مقابل آنها نیست اگر آنها اینگونه فکر کردند بگذار به خاطر عدم آگاهی آنها ولی به سیاست زنانه تو ربط دارد
2. مشکلی که بین تو وآنها پیش می ایدرابه شوهر خود نگو سعی کن خودت با بردباری وگذشت آن رارفع کنی چون در غیر این صورت خودت باعث می شوی که شوهرت دست به انتخاب بزند واین انتظار غیر واقعی است که او همیشه از تو حمایت کند .
3.یک مدت هرچه آنها بنای ناسازگاری راگذاشتند تو درمقابل آنهافقط صبر پیشه کن مطمئن باش مهم ترین فایده آن آرامش خودت است.4. تما احساسات منفی خود را داخل یک دفتر بنویس وبعد آن را پاره کن باعث آرامشت میشود.









علاقه مندی ها (Bookmarks)