اولدوز عزيز بازهم سلام
دوستان حرفاي خوبي زدن ولي مي خوام خيلي راحت باهات حرف بزنم
ببين خوشكل خانم(درست مي گم ديگه اولدوز يعني زيبا؟؟)
اين آقا پسر يه ذره كه نه خيلي مشكل داره اگه هر بلايي هم سرش بياد تو تقصيري نداري اينو مطمئن باش
كسي كه اينقدر سسته كه با يه نگاه ميگه عاشق شده و با يه نه شنيدن ميگه خودم رومي كشم و بعد نصف شب بهت زنگ ميزنه خودت بگو تو زندگي مشترك اگه يه روزي بشنوه كه آقا بالاي چشمات ابروهه اونوقت چي ميشه ؟
اين آدم احتمالا اونقدر ضعيفه كه راه ديگه اي به خيال خودش براي مجاب كردن تو پيدا نكرده و حالا اگه بفهمه داره با اين رفتارش دل تو رو به رحم مياره دست بردار نباشه.واقعا كه متاسفم
حالا خيلي از دوستان ممكنه منو به بي رحمي متهم كنن ولي اين آدمها فقط لايق ترحمند نه بيشتر و اين ترحم با ازدواج انجام نمي شه و حتي شايد تو نبايد بخواي بهش رحم كني چون پاي خودت وسطه و خودت بيشتر لطمه مي بيني و اين آقا ممكنه اين حس تو رو با چيزاي ديگه اشتباه بگيره و اونوقت كارها خراب مي شه و بدون اين احساسي هم كه ممكنه بهت داشته باشه اصلا و به هيچ وجه عشق نيست هر چيزي ممكنه باشه ولي نه اين يكي
تو هم اجازه نده با احساساتت بازي كنه اگه بهش گفتي نه پس قضيه روشنه
ببين اولدوز جون مي دونم ته دلت يه جورايي بهت مي گه گناه داره شايد راست بگه ولي بدون اين طور نيست
مي فهمم كه نتوني به راحتي كنار بكشي
بذار يه موردي كه براي خودم پيش اومده بگم:
من هم يه روزي يه جوري گرفتار شدم البته نه به اين شكلي كه تو هستي خيلي سنتي تر و سطحي تر و حتي واقعا بدون اغراق بگم كه اين حس اگه عشق نبود ولي دوست داشتن بود و دو طرفه بود ولي از يه سلام كوتاه در يه مهموني خونوادگي بيشتر پيش نرفت و انگار هميشه اوني كه ما فكر مي كنيم نمي شه... باورت مي شه كه چقدر دوستش داشتم بدون اين كه حتي باهاش حرف بزنم و يا بدونم اون چه حسي داره كاملا مذهبي !مدتي بعد خونواده اش تماس گرفتن تا براي خواستگاري بيان ولي حتي بهم اجازه داده نشد كه داخل برم حتي براي تعارف كردن چاي خيلي مسخره هست نه ؟اونوقت نفهميدم چرا ولي حالا مي فهمم و مي تونم بگم از اين بابت هم خوشحالم
خانمي ما دخترها و خانمها گاهي خيلي حساس تر از اوني هستيم كه باورمون مي شه به همين خاطر در گير شدن در بعضي مسائل در نهايت به ضرر خودمونه... بگذريم .... اينا رو گفتم تا مطمئن بشي احساست رو درك مي كنم و مي فهمم احساست با شرايطي كه درونش هستي شايد منافات داشته باشه
ولي احساس اين آقا به تو بي شك حتي دوست داشتن هم نيست يه بازي بچه گانه هست يه رفتار خيلي خيلي ....
مي فهمم كه گذشتن از اين احساس برات سخته ولي بدون به نفعت هست شايد تا مدتها از خاطرت بيرون نره حتي تا سالها ولي گلم به زندگيت و به ارزش خودت كه فكر كني مي فهمي بهترين كار همينه اگه به جاي تو بودم اين دفعه كه زنگ مي زد خيلي رسمي و جدي مي گفتم دليلي براي مزاحمتهاش نمي بينم و در يه مكالمه خيلي كوتاه بدون اين كه اجازه بدم با احساسم بازي كنه بهش حالي مي كردم كه مزاحمم نشه و اين كه هر كاري بكنه من مقصر نيستم
شايد هم بد نباشه اگه اصلا به تماسهاش جواب ندي
فقط مي خوام بدوني كه دركت مي كنم و چون يه جورايي حس مي كنم خودمي نمي خوام برات اتفاقي بيفته
از اينكه منو همدرد خودت مي دوني و اينقدر بهم اطمينان داري كه ازم كمك مي خواي خوشحالم اميدوارم بتونم درست راهنماييت كنم
باز هم مي گم اصلا نگران نباش اين آقا پسر با توضيحات تو اصلا توان يه همچين كاري رو نداره و اگه هم اين اندازه حماقت داشته باشه هيچ چيزي به گردن تو نيست و تو مسوول حماقت و بچگي ديگران نيستي
عزيزم اميدوارم خوشبخت بشي و بدون كه مي شي چون با نجابتي كه داري لايق خوشبختي هستي








علاقه مندی ها (Bookmarks)