نوشته اصلی توسط hamed65
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
نوشته اصلی توسط hamed65
فرشته مهربان (شنبه 08 بهمن 90)
تشکرشده 75 در 31 پست
سلام.خیالم راحته راحت شد.آره فکر کرده و دیده بهم نمیرسیم و جدا شده و کمی هم اینکه من رفتار خوب نبوده.امروز تماس گرفتم با آبجیش.ایشون گفت دیده بهم نمیرسیم و تفاهم( بنظرم الکی گفت) نداریم بهتره جدا شیم و ایشونم داره ازدواج میکنه.تمام
یه مقداری راحت شدم، دارم میپذیرمش
دوستان حسابی کمک کردید
ali__3 (شنبه 27 اسفند 90)
تشکرشده 75 در 31 پست
بعد از این همه مدت با شنیدن ازدواجش از دوستش حالا متمعن شدم و به این واقعیت پی بردم که ازدواج کرده(با جستجو و تحقیق).واسم سخته ولی باید پذیرفتش.دوستش از اینکه باین سادگی و راحتی با اون طرف ازدواج کرده شوکه و ناراحت بود ولی کاریش نمیشه کرد.
این تاپیک به نتیجه رسید و تمام شد.
ali__3 (شنبه 27 اسفند 90)
تشکرشده 2 در 2 پست
نوشته اصلی توسط ali_3
ببینید من به نظرم یه مسئله ای که داشتین این بود که اولین رابططون بوده و تا حالا جدا نشده بودین تو زندگی و این احساسو تجربه نکردین و واسه همین جدا شدن از به اصطلاح عشقتون
اینقد سخته براتون شما باید از نو شروع کردنو یاد بگیرین.
vahid66 (شنبه 27 اسفند 90)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
این تاپیک به نتیجه رسید و به همین دلیل قفل می گردد
با آرزوی آرامش و موفقیت برای علی آقا در سال جدید .
.
فرشته مهربان (شنبه 27 اسفند 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)