[size=medium]چقدر دنبال این تاپیک گشتم تا حرفمو بزنم
میخوام بگم خدا جونم اینقد دلم هوای عالی رو کرده امشب که برای فرار از فکرش اومدم دارم چرت و پرت میگم تو تالار و این دوستای خوبم هستن که تحملم می کنن
خداجون آخ که دلم برای صدا زدنش تنگ شده و داره پر میکشه نمی دونی چقدر سخته اخه جای من که نیستی ولی میدونم که باهامی و همین ارومم می کنه می دونم که کنارمی منو بغل کردی و میگی دختر گلم من باهاتم اگه عالی نیست من همیشه کنارتم
خداجون اینقد دلم میخواد که خواب عالی رو ببینم چرا نمی ذاری بیاد تو خوابم؟
میدونی از کی ندیدمشیعنی عالی دلش برای من تنگ نشده؟
خداجون میدونی که یکی از ارزوهام این بوده که کاش یکبار میتونستم کلمه بابا رو بگم کلمه ای که از بچگی حسرت گفتنشو دارم
اصلا نمی دونم بابا یعنی چی؟ خیلی حس غریبیه
قربون انصافت برم حسرت بابا گفتن کم بود که مامان گفتنم تو دلم گذاشتی
چی بگم حیف که دوستت دارم و میدونم که دوستم داری ولی کاش می تونستم فقط یکبار بگم بابا
آه که حرفا تو دلم سنگینی میکنه ولی نمی تونم خیلیاشو بگم
ولی میخوام اینو بگم
[color=#9400D3]من از زندگی تو هوات خسته ام
ازت خسته ام باز وابسته ام
نگو ما کجاییم که شب بین ماست
خودم هم نمی دانم اینجا کجاست
بیا با هوای دلم سرنکن
بهت راست میگم تو باور نکن
از این فاصله سهم مو کم نکن
بهت خیره میشم نگاهم نکن
تو رنجیدی و دل ندادم بری
خودم رو فراموش کردم تو یادم بری
تو یادم بری زندگیم سرد شه
یه روز این پسربچه هم مرد شه
ولی هرشب از خواب من بد شدی
به هر راهی رفتم تو مقصد شدی
درست لحظه ای که ازت می برم
تحمل ندارم شکست میخورم
نمیشه تو این خونه پنهون بشم
بهم سخت میگیری آسون بشم
اگه پای من جاده رو برنگشت
فراموش کن بین ماچی گذشت








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)