بر پایه آرای فروید بزرگ،آن نیاز جنسی که به مادر یا پدر در پسر و دختر شکل می گیرد و *عقده اودیک* خوانده می شود،نقش بسزایی در این فرآیند بازی می کند.
یک کودک_چه دختر،چه پسر_در مراحل رشد خود تا هفت سالگی نشانه ها و ویژگیهایی را دز والد خود می بیند و شاکله دستگاه زیبایی شناختی او را می سازد.
این امر در مواردی مانند:تن صدا،چگونگی آناتومی بدن و واژگانی که سبب لذت کودک می شوند نیز نقش اصلی را دارند.لذا کودک بزرگ شده که همان جوان_فرد بالغ_ است،در جنس مخالف همان آمال فراموش شده دیرین را جستجو می کند.
بخش مهم تر این ساز وکار،در روشی است که والدین برای التیام دردها و برآوردن نیاز های کودک از آن راه ارتباط حسی با فرزند برقرار می کردند و هر انسان در جوانی به دنبال فردی است از جنس مخالف؛که همانگونه رفتار نماید.
همه مواردی که بر شمرده شد،به صورتی ناخودآگاه در ژرفای درون هر فرد هستند و با محرک نیاز جنسی سبب گرایش یک جنس به فردی یکتا از جنس مخالفش می شود.البته خویشاوندانی از جنس مخالف که هر فرد در کودکی با آنها رابطه داشته و آنها و رفتارشان را دیده است،در ساخت سلیقه هر انسان به نسبت خودشان،نقش ایفا می کنند.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)