دقیقا من هم مثل شما هستم پریماه جون. در ضمن آسو جان یه جورایی وقتی دیدم به شوهرم بی توجه بودن و به قول معروف تحویلش نگرفتن من اصلا دوست نداشتم بهشون باج بدم. چون شوهر من رفتارش با دیگران خوبه و آدم مهربونیه. عروسی من و اون خانم هم 2 ماه باهم فاصله داشت و هر دو هم میهمان مامان من بودیم. ما اولش از عروسیشون که اصلا هم تعریفی نبود و بیشتر شبیه یه پارتی بود تا عروسی! و اصلا اون حدی که اونها میگفتند نبود تعریف کردیم و آرزوی خوشبختی براشون کردیم ولی توقع داشتم اونها هم همینطوری باشن که اصلا نبودن! حتی مادرش که سنی ازش گذشته هم داشت بهمون پز میداد در صورتی که خدا شاهده هم عروسیه من بهتر بود و هم ظاهر من بهتر بود. من واقعا در اینجور موارد مته به خشخاش یه آدم تازه به دوران رسیده گذاشتن رو یه جورایی باج دادن و تأیید اون کار زشتشون میدونم. نمی تونم منم پا به پاشون ازشون تعریف کنم و بهشون پر و بال بدم. باز اگه اون چیزایی که میگفت یه کم درست بود لجم نمی گرفت وقتی دیدم یه دختری مثل اون که نه درس خونده و نه هنری داره و نه قیافه ای داره یه تیپ خفن زده برای یه مهمونی ساده در حدی که روی موهاش نگین چسبونده بود! داره بهم پز میده خیلی بدم اومد اصلا از نگاهم مشخص بود.تازه شما فکر کنید که اونها بعد از عروسیمون منو پاگشا نکرده بودن ولی مادرم به قول خودش برای شرمنده کردنشون دعوتشون کرده بود که تازه پز همون رو هم بهم دادن که مثلا ما رو همه دعوت می کنن و اصلا از بعد از عروسی حتی یک شب هم خونه نیستیم! خداییش شما بودید چی می گفتید؟
پریماه جون خوشحال میشم اگه نتیجه برخورد جدیدتو بگی








علاقه مندی ها (Bookmarks)