سلام به دوستان عزیز
به نظرمن این یه سوال بسیار مهمی است, در واقع کلیدی ترین سوال زندگی هر آدمی !
کمال حقیقی اون چیزیه که :
1-بیشترین فایده رو داشته باشه
2- لیاقت مارو داشته باشه
پس ما باید علاوه بر اینکه کمال ها رو بشناسیم ,خودمون رو هم بشناسیم . اگر بین کمال هایی که پیدا کردیم بهترین رو انتخاب کنیم ولی ببینیم اون کمال لیاقت ما رو نداره باید تجدید نظر کنیم و یه بار دیگه دنبال کمالمون بگردیم .کمالی که کمتر از من نباشه چون اگر کمتر باشه دیگه کمال نیست ,سقوطه !
پس اول خود شناسی سپس پیدا کردن کمال .
مثال:
یه پیر زنی چند روزی خونه ی پسرش مهمون بود یه روز پسرش با خانواده اش از خونه خارج میشه و پیرزن تنها میشه.درهمون روز یه آقای سمساری وارد محله میشه و مشغول خریدن وسایل اضافی اهل کوچه می شه. پیر زن میره دم در خونه .
سمسار بهش میگه چیزی داری ازت بخرم ؟
پیر زن میگه اینجا خونه من نیست ,خونه پسرمه .
سمسار میگه :عیب نداره می تونی خوشحالش کنی .
پیرزن برمی گرده داخل خونه و خونه رو می گرده تا یه چیز به درد نخور پیدا کنه و خونه رو نو کنه ...می گرده و می گرده تا اینکه چشمش به دوسه تا کاسه و بشقاب کهنه می افته . اونها رو برمی داره و به سمسار میده .
سمسار وقتی اونها رو می بینه می فهمه که ظروف عتیقه هستند .چشماش برقی میزنه و میگه :من این کهنه ها رو ازت می خرم وبه جاش چند تا ظرف نو و قشنگ می دم . پیرزن عتیقه ها رو می ده و دوبرابر اونها ظرف نو می گیره . شب وقتی پسر برمی گرده پیرزن با خوشحالی ظرف های نو رو به پسرش نشون می ده و میگه :پسرم ببین چه سودی کردیم !خونه ات رو نو کردم , ظرف های کهنه رو دادم و ظرف های نو وگر فتم .
-کدوم ظرفهای کهنه ؟
-همون کهنه هایی که گوشه انباری بود .
پسر به شدت ناراحت میشه و میگه:چکار کردی؟ اونها عتیقه بودند .
حکایت بعضی آدمها مثل همین پیرزن هست . عتیقه ی وجودشون رو می دن و یه چیز بی ارزش می گیرند و فکر می کنن به کمال می رسن .:( ولی این در حقیقت خسران هست !اما کسانی که ارزش عتیقه ی وجودشون رو می دونن دنبال معامله های پر سود می رن .یعنی کمال حقیقی .








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)