سلام
چقدر بحث جالبی
من حدوداً 18 سال با همسرم زیر یک سقف زندگی کردم این درحالی بود که خیلی اختلاف سلیقه و نظر هم داشتیم و گاهی اوقات کار ما به جر و بحث کشیده می شده ولی در طی این مدت فقط چند بار ناخودآگاه بچه ها شاهد این صحنه بوده اند اکثر اوقات فرزندانم را به دلایلی مختلف به خارج از خانه می فرستادم و به قول معروف دنبال نخود سیاه.
و گاهی اوقات هم سعی می کردم خود نگهدار باشم و خودم را به کارهای دیگر سرگرم می کردم تا همسرم آروم بشه و بعد از آرام شدنش خیلی آروم در مورد آن موضوع با او صحبت می کردم الحمدالله تا به حال که این روش پاسخ داد و بچه های من همیشه شاهد روابط صمیمانه بین من و همسرم بوده اند و در مورد چند مورد ناگهانی که اتفاق افتاده بود از بچه ها عذر خواهی کردم و به طریقی ذهنشان را از این صحنه ها پاک کردم.
البته باید بگویم که پسرم که حدوداً 16 سالشه و یا حتی دخترم که 10 سالشه بیشتر مواقع در مورد موضوعهای مختلف که عصبانیت همسرم را بر می انگیزه اظهار نظر می کنند و به نحوی پدرش یا مرا قانع می کنند که گفته پدرشان درسته یا گفته من درسته و مشاجرات را تبدیل به شوخی و بحث دوستانه می کنند.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)