با سلام خدمت جناب دانشمند و تشکر از زحمات شمااین روزها اصلا حال خوبی ندارم .
شما راست می گید واقعا پذیرش به چه معناست مثلا من پذیرفتم اما این پذیرفتن از نظر من در صورتی که بعدش ادم حالش خوب باشه نه اینکه ناراحت باشه .
حالا جواب سئوالها .
1- همسر یعنی سایه سر یه تکیه گاه . اگه دو طرفه در نظر بگیریم یعنی دو تا قلبی که برا هم بزنه . همسر اولویت اوله و رو قلب ادم جا داره .
2- همسرم رو می شناسم روش مطالعه کردم .
نیاز های اون ساده و بدون پیشرفت زندگی کنه . بیشتر به خواستهای خودش فکر می کنه - فکر می کنه زندگی یک نفرست - در واقع به ارزوهای خودش بیشتر بها میده - چیزهای معمولی تر خواب خوراک و ... محبت ارامش به اینها هم نیاز داره علاقه به یسری چیزهای خاص مثل فیلم دیدن ماشین های قدیمی و غیره نمی دونم منظورتون رو درست فهمیدم یا نه .
از عواطفش بیشتر برای رسیدن به خواستهاش استفاده می کنه تو این مسئله خیلی سخته چون نسبت به قبل تغییر کرده و من نمی تونم درست بفهمم من فکر می کنم وقتی محبت میکنه یه چیزی میخواد یا می خواد گولم بزنه برا خواسته هاش نمی دونم کاشکی مثال می زدید .یا مثلا برا از دست ندادن موقعیتش محبت می کنه و بعد ...
رفتارش در مقابل دیگران و بیرون بسیار عالی همه ازش تعریف می کنن اما در منزل خیلی راحت تر است کاملا متفاوت طرز فکرشو در مورد مسائل مالی دیگه نمی تونم تحمل کنم اصلا به فکر این زندگی نیست .
3- نه چهرش نه سکوتش برام مهمه فقط از دست رفتارش و کارهاش در مورد مسائل مالی فشار روحی شدیدی گرفتم و چون از اینکه اون تغییر کنه بریدم می خوام بدونم چجوری بپذیرم ؟ که بعد غصه نخورم .
4- واقعا فرق بین عادت و پذیرفتن رو نمی دونم .
با تشکر از زحمات شما اگر جایی اشتباه جواب دادم میشه با مثال راهنماییم کنید ؟ راستش بیشتر از این عقلم قد نداد اگر دوستان دیگر هم دوست دارن چیزی بگن بنویسند .
اینجا با یه مثال کلا توضیح می دم که چی رو میخوام بپذیرم اما نیمدونم چجوری ؟
مثلا من یه ادم تلاش گری هستم که یکی رو می خوام بکنم دوتا یعنی دلم می خواد خونمون بزرگ بشه دو خوابه بشه و این کارو هم می تونم با گرفتن وام انجام بدم یا برای رفاه خودم مثلا اشپزخونه رو کابینت کنم چون جام خیلی کمه اما خوب از لحاظ مطالبی که من تو تالار خوندم به خاطر شرایط همسر من من نباید این کارها رو بکنم و این کارها کار مرد است . البته من مشکلی ندارم که مشترک انجام شه و منم یه گوشه ای از کار رو بگیرم اما چون همسر من هیچ تلاشی برا این کارها نمی کنه حتی حاظر نیست از قسطتش کم کنه که به خرج خونه برسه همین الان من ماهی 300 تومان دارم قسط تلویزیون و خونه رو می دم تو خرج خونه هم کمک می کنم بنظر تون بازم باید چیزی پراخت کنم یا کمک کنم .
خوب به هر حال زندگی من اینجوری همسر من چون مهربونه چون خیانتکارنیست چون منو دوست داره و معتاد نیست و دست بزن نداره مثلا من می گم خوب همسر فکر اقتصادی نداره اگر خودم انجام بدم که از پا می افتم همی الانش هم افتادم اگر هم نکنم پس ارزوهای من چی میشه ؟ حالا من این و چجوری بپذیرم به نظر شما باید چجوری پذیرفت که بعدش هم ارامش داشته باشیم ؟







این روزها اصلا حال خوبی ندارم .

علاقه مندی ها (Bookmarks)