ممنون روژینای عزیز من شکر میکنم خدارو برای محسنات شوهرم ولی خب راستش ایرادههایی که داره یه ذره ازیتم میکنه فکر نمیکنی اگر صبر کنم برای بچه دار شدن هم اون تغییری نکنه هم من سنم بالاتر بره و زمان مناسب مادر شدنمو از دست بدم من الان بیست و شش سالمه؟
تشکرشده 3 در 3 پست
ممنون روژینای عزیز من شکر میکنم خدارو برای محسنات شوهرم ولی خب راستش ایرادههایی که داره یه ذره ازیتم میکنه فکر نمیکنی اگر صبر کنم برای بچه دار شدن هم اون تغییری نکنه هم من سنم بالاتر بره و زمان مناسب مادر شدنمو از دست بدم من الان بیست و شش سالمه؟
تشکرشده 1,600 در 571 پست
خیانت به خاطر کمبود ها ، در واقع به این صورت باید خلاصه کرد که اشتباه رو با اشتباه بزرگ تر خلاصه کرد
بنده خیلی اهل نظر نیستم ، ولی وقتی خانوم با شخصیتی مثل شما رو می بینم که تلاش برای زندگیش می کنه باعث شد پیغام بدم
کتاب رازهایی درباره زنان رو به همسرتون دادید ؟
اگر دادید و نخونده ، چرا شروع نکردید با هم خوندن ، در کنار همدیگر ؟
در ضمن به یاد داشته باشید مسائلی که قید کردید قابل حل کردن هستند ، ولی در نظر بگیرید همسر شما آدم خیانت کار ، خشک یا مشکلات اخلاقی بدتری داشت بسیار سخت تر بود حل کردنش
پس به خدا امیدوار باشید و بدونید بعد از هر سختی آسانی قرار داره
داود.ت (دوشنبه 26 دی 90)
تشکرشده 3 در 3 پست
سلام آقای داوود
ممنون از این که برای مطلب من نظر گذاشتید
این کتابی که معرفی کردی رو نه راستش نخوندمو برای اون هم نخریدم چشم حتما تهیش میکنم
ولی خب کارهای دیگه کردم به خدا میرفتم تو اینترنت میگشتم مطلب پیدا میکردم با هزار فیلمو ادا و خواهش و تمنا میگفتم بیا اینو بخون اونم نه که بگم تو مشکل داری میگفتم بیا ببین این مشکل که مطرح شده چه جالبه میومد میشست پای کامپیوتر منم میرفتم از اتاق بیرون تا راحت باشه به دو دقیقه نمیکشید میدیدم صدای بازی کامپیوتری داره میاد
میگفتم پس چی شد میگفت خوندم تموم شد مثل یه بچه که بگه مشقمو نوشتم تموم شد حالا دارم بازی میکنم
یا مثلا اینترنت گوشیشو درست کردم که باهاش بره اینترنت ودش سرچ کنهه خودش دنبالش باشه که من نکرد باشم تا به لج من نخونه چند وقت بعد دیدم دنبال هر چیزه بد و منفی ای تو اینترنت بوده به جز اونیکه برای زندگیش نیازه
به خدا دیگه از این بچه بازیهاش خسته شدم چشم این کتاب رو هم میخرم و با هم میخونیمش ولی با تجربه ای که از قبل دارم از الان احساس بدی به برخوردش دارم
دعام کنید
تروخدا انقدر فکر نکنید که من میخوام به شوهرم خیانت کنم اینی که گفتم فقط احساس درونیه من بود میخواستم عمق ناراحتیم رو برسونم خواهش میکنم در مورد من فکر بد نکنید من به همه شما مهربونام قول میدم که هیچ وقت به عشقم خیانت نکنم
صوری (دوشنبه 26 دی 90)
تشکرشده 1,600 در 571 پست
دوست عزیز اینکه شما فکر تلاش برای بقای زندگیتون هستید ، همه تحسین می کنند و مطمئن باشید باید به امثال خانم هایی مثل شما افتخار کرد کهبه جای فرار دنبال حل مشکل هستند
لینک زیر برای دانلود کتاب هست ، ولی کتاب رو سعی کنید به صورت کاغذی بخونید ، چون تاثیر بالاتری داره و البته حق ناشر هم ادا می شه
http://yasbooks.com/309/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%AC%D9%84%DB%8C%D8%B3/
داود.ت (دوشنبه 26 دی 90)
تشکرشده 3 در 3 پست
ممنونم از توجه ومحبتت داوود مهربان
خیلی زیاد ممنونم حتما میخونم
تشکرشده 292 در 154 پست
صوری جان
همسرت متولد چه سالیه؟
و همینطور شما؟
راستی پیش مشاور نرفتی؟
تشکرشده 3 در 3 پست
فرانک جان من متولد شصت و چهارم بیست و شش سالمه و شوهرم شصت و یکه بیست و نه سالشه
نه عزیزم پیش هیچ مشاوری نرفتم یکی به این دلیل که تا حالا روم نمیشده مشکلاتو به کسی بگم الانم اگه راحت میگم برای اینه که رو در رو و چشم تو چشم با کسی نیستم دو اینکه من دلم میخواد بگردم و یه مشاوره خوب پیدا کنم که هنوز موفق نشدم من به دلیل اینکه دو تا از دوستام و بستگانم پیش چتد مشاور رفتن و مشکلشون بزرگتر شده دید خوبی نسبت به مشاور ندارم راستش
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)