سلام به همه دوستای عزیزم. ممنون از همتون.
من به مشاوره های زیادی مراجعه کردم. ولی واقعا هیچ کدامشون نتونستند برای من کاری کنند. اکثر اونا معتقد بودند من با خانواده شوهرم خیلی قاطی هستم و باید بکشم کنار این راهکاربه خیلی از مشکلات من جواب داد . ولی مشکل اصلی من حل نشد. یک روانپزشک خوب دیگر همه راهها را امتحان کردتا با آرامش بتوانم در کنار آنها زندگی کنم و آخرسر به این نتیجه رسید که من باید مستقل زندگی کنم ولی همسر من خودش باید به این نتیجه برسه ایشان پیش بینی کردند که اگر من راههای ایشان را بکار ببرم دو سال طول میکشه تا همسرم خسته بشه الان یکسال و نیم گذشته ولی هیچ اتفاق خاصی نیافتاده .والدین شوهر من از صمیمیت من خیلی سواستفاده میکنند مثلا به جای اینکه دربزنند کلید می اندازند و واردخونه ما میشوند .یا گاهی از دوستام شنیدم که وقتی خونه نبودم جواب تلفنامونو دادند یعنی توی خونمون حضور داشتند. یا همین ده روز پیش وقتی اومدیم خونه مادرشوهرم درو باز کرد(ساعت ده شب) و چون من واقعا جاخوردم گفت تلفن خونه دخترش قطع بوده اومده زنگ بزنه خرابی تلفن در حالی که تلفن بیسیم خودشون هم توی دستش بود. راستش شوهرم منو خیلی دوست داره ولی من فکر میکنم طبق خواسته خوانواده اش سعی میکنه رو نده . این روش داییش در زندگیش بوده و اتفاقا خیلی هم خوب جواب داده .








علاقه مندی ها (Bookmarks)