بچه غول وجود تو شر نیست بلکه...وقتی تو 1کیلو مثبت فکر میکنی عوضش2کیلو فکر منفی داری...تو الان تمرکزت روی ترسته..فکرکنم بچه غول وجودمن خیلی شرباشه هرچی بیشترفکرمثبت میکنم هرچی بیشترتوی جمع دوستان قرارمیگیرم بیشترتنهایی رواحساس میکنم ترس من ازپیدانشدن مردخوب نیست چون مطمینم هست ترس من نبودن کسی که بتونم بهش اعتمادکنم متاسفانه محیط کارم روی باورمردگریزی من خیلی تاثیرداشته چون قبل ازاون اصلاهمچین حسی نداشتم اماکارمونمیتونم کناربزارم چون بهش نیازدارم
وقتی ترس از نداشتن کسی داری که بهش اعتماد کنی همون بچه غول بیشعور خیال میکنه تو میخوای کسایی که سراغت میان قابل اعتماد نباشن برای همینم میگه چشم و این ادما رو سر رات میذاره..
پس ترست رو بشکن...و مثبت فکر کن
و همچنین همونطور که انی هم اشاره کرد وقتی فردی وارد زندگیت میشه بلاخره مراحل شناخت رو طی میکنی و بعد در موردش تصمیم میگیری...پس اگه از الان برای کسایی که هنوزوارد زندگیت نشدن حکم غیر قابل اعتمادی صادر کنی مطمئن باش ادمای غیر قابل اعتماد وارد زندگیت میشن
ok.خوبیها رو بخواه تا خوبیها سراغت بیان.
همچنین بین محیط کارت و ادماش با بقیه یه مرز قرار بده..این مرز باعث میشه همه رو به یه کیش نپنداری








علاقه مندی ها (Bookmarks)