سلام
ما الان تقریباً یک سال و شش ماهه که ازدواج کردیم
نه من تا الان هیچ وقت صراحتاً به همسرم نگفتم دوستش ندارم چون حقیقت نداره من مشکلاتم رو کامل توضیح دادم و این رو هم بگم که این که اصلاً دوسش ندارم دروغه ، دوسش دارم ولی نه اون قدر که قبل از ازدواج فکر میکردم همسرم رو دوست خواهم داشت
البته ناگفته نمونه دخالتهای خانواده ی من مشکلاتمون رو تشدید میکنه
این روزها کتاب "رازهایی در مورد زنان" رو از آنجلیا باربارا مطالعه میکنم که خیلی موثر واقع شده با خوندن اون کتاب فهمیدم ما به خاطر دخالتهای بیش از حد دیگران در ابتدای زندگی سرد شدیم که همین باعث شد همسرم به ظاهرش اهمیت نده و من هم نا امید بشم
حالا اون داره میره باشگاه و به ظاهرش بیش از قبل میرسه
مشکلات هست ولی کمتر از قبل
من یه لیست از نکات مثبت همسرم تهیه کنم بعد چه کار کنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)