مسلمه که اگه بخواد اینکارو بکنه باید نقششو خوب بازی کنه دیگه! منم درصورتیکه این توانایی رو تو خودش ببینه که میتونه نقشش را خوب بازی کنه گفتم بره اینکارو بکنه ضمنا بهار توی پست 22 گفته که ازش چی میخواد، گفته میخواد ببیندش بعدشم که مشخصه میخواد مخشو بزنه و دوباره باهاش طرح دوستی بریزه و احتمالا سوء استفاده بکنه و ...اومدیم و بهار نتونست نقششو خوب بازی کنه اون وقت چی؟
بهار ازت چی می خواد؟
چیزیکه مشخصه این پسر به بهار اصلا علاقه ای نداره وگرنه اینقدر اذیتش نمیکرد! پس معلومه قصد و نیتش خیر نیست
از این دری هم که داره وارد میشه هرچقدرم کودن باشه میتونه بفهمه که هیچ دختری این جوری نه تنها بهش علاقمند نمیشه بلکه ازش متنفر هم میشه!
بهار جای تو بودم وقتی پشت تلفن گفت میخوام به پدرت بگم بهش میگفتم پس چرا انقد دست دست میکنی؟ چرا به من زنگ میزنی؟ برو بگو!
من بهت قول میدم هیچ کاری باهات نداره جز اینکه میخواد باهات دوباره رابطه برقرار کنه و مجبورت کنه باهاش ادامه بدی من از این آدما (دوروبر دوستام) زیاد دیدم، بلوف الکی میزنه! برای یکی از دوستای من همین ماجرا پیش اومد حتی اون پسر زنگ زد خونشون دوستمم گوشیو داد به مادرش با پسره حرف زد اما جرات نکرد یه کلمه چیزی به مادرش بگه. بعدم دیگه برای همیشه مزاحمتاش تموم شد.
تو یا باید از راه خونوادت وارد شی یعنی به اونا قضیه رو بگی که میگی نمیشه یا باید با پسره عین خودش برخورد کنی فکر راه سوم که بری ببینیش را هم از سرت بیرون کن چون اینجوری فقط یه آتو دیگه دستش میدی! و نشون میدی که ازش ترسیدی و راه سوء استفاده رو براش باز میکنی!








علاقه مندی ها (Bookmarks)