بهار بهش یه دستی بزن
یه جوری مثلا زنگ بزن بهش یا اگه بهت زنگ زد جواب بده و با گریه و خیلی هم خودتو ناراحت نشون بده و بگو که اون موضوع را خودم به پدرم گفتم یا بگو مثلا از یه طریقی فهمیدن ، خیال تو هم راحت که دیگه روزگارمو دارن سیاه میکنن!
اصلا توپو بنداز تو زمین اون!
مثلا یه جوری وانمود کن که انگار پدرو مادرت قضیه رو فهمیدن و تو فکرمیکنی که اون به پدرت زنگ زده گفته! خودتو عصبانی نشون بده و تهدیدش کن که تلافی کارشو سرش درمیاری!
یه جوری فیلم بازی کن که باورش بشه، دیگه هم جواب تلفناشو نده و اس ام اساشو نخونده پاک کن ، این فقط یه بازی روانی راه انداخته میخواد حالتو بگیره. عرضه گفتن نداره وگرنه مستقیم میرفت به پدرت میگفت اصلا به تو زنگ نمیزد. انقدرم تهدید نمیکرد اما مستقیم اومده پیش خودت و داره تهدید میکنه که اینجوری به تو برسه. آدم بی عرضه و ترسو تهدید میکنه اما ادمی که جنم کاریو داشته باشه عمل میکنه نه تهدید.
مگه نمیگی عموم خبر داره ؟ خوب چرا ازش نمیخوای حال پسره رو بگیره؟ برای محکم کاری هم به عموت بگو زنگ بزنه به پسره حسابی از خجالتش دربیاد و بعدم بگه که پدر ومادرت قضیه رو فهمیدن و الانم مثلا حسابی حال و روز تو خراب شده!








علاقه مندی ها (Bookmarks)